عکس از وبلاگ انجمن کوهنوردان با سلام خدمت کوهنوردان دلسوز و هم اندیشان عزیز! مدتی است که قله ی نانگاپاربات از سوی تیم مستقل کوه نوردان کشور صعود شده است که این صعود در ادامه ی روند ارزشمندی که همان رشد و ارتقاء کوه نوردی مستقل کشور است ارزیابی می شود؛ پس از این صعود که حادثه ی روی داده در آن شیرینی صعود را تلخ کرد و اکنون شاهد روندی هستیم که به هیچ عنوان برای کوه نوردی کشور مفید نیست. از شما صاحب نظران کوه نوردی کشور خواهش می کنم دست به قلم برده و نقد جامع صعود نانگاپاربات را با روشی منطقی و عقل
سلام دوستان خوبم. از این که این مدت کم بودن من و وبلاگ من رو تحمل کردید سپاسگذارم. قطعا نمیخواستم کامنتیگ پست قبلی در حد انفجار پر بشه. با یک دید حرفه ای وبلاگنویسی میشه فهمید این موضوع اصلا به نفع نویسنده نیست!! پست قبلی ام اگرچه تکراری بود و اکثرا از طریق ایمیل آنرا خوانده بودند اما به درخواست لیلا موقتا حذف شد تا در آینده کامل تر ارائه شود. ایشان تمام کامنت های اخیر مرتبط را خوانده اند و ابتدا تصمیم داشتند که به تک تک سوالاتی که مطرح شده پاسخ بدهند اما حجم بحث ها و سوالات بیشتر از اون چیزی بو
کسانی که فروش میگو و خرچنگ را از نزدیک دیده اند میدانند که خرچنگ ها بر خلاف میگو ها و ماهی ها و... زنده به فروش میرسند و ظاهرا نگهداری آنها بصورت زنده دشوار نیست. خرچنگها بصورت منظم در یک ظرف آب که سر آن هم باز است قرار داده میشوند و هیچکدام نمیتوانند از ظرف بیرون بیایند. حتی تلاشی هم نمیکنند. دلیلش را میدانید؟ چون وقتی یک خرچنگ کوچکترین تکانی میخورد دیگران آن را تلاشی برای بهبود وضعیت و فرار میبینند. بلافاصله سایر خرچنگ ها دست و پای او را میگیرند تا در جای سابق خود قرار گیرد. در جامعه خرچنگ ها
برگرفته از سایت شیرزنان (الهه حبیبی) ...... ...... لیلا اسفندیاری، یکی از قهرمانان کوهنوردی ایران، 38 ساله، مجرد و زیست شناس است. او که از 30 سالگی کوه نوردی را آغاز کرده، اکنون پس از گذشت 3 ماه از فتح قله ی نانگاپاربات در فکر صعود به یکی دیگر از قله های هیمالیا به نام لیلاپیک است. لیلا با هدف شکستن مرزهای آنچه برای یک زن ممکن است، تا به حال دو غار از دشوارترین غارهای دنیا را با موفقیت پیموده و صعود زمستانی دماوند را از 3 مسیر مختلف به انجام رسانده است. دیواره ی علم کوه را صعود کرده و صعود یخچال
............... سه شنبه هفته گذشته هفتاد و دومین نشست انجمن کوهنوردان ایران با محوریت پرسش و پاسخ پیرامون حادثه نانگاپاربات با حضور تمام اعضای تیم و کوهنوردان برگزار شد. اوایل برنامه رو چون دیر رسیدم گزارش دقیق ندارم که بگم. گزارش گروه سایپا؛ گزارش خانم جعفری و نمایش قسمتهایی ازیک فیلم سنگنوردی بود. نوبت به مهمترین قسمت برنامه یعنی پرسش و پاسخ ها رسید. ابتدای امر آقای فریدیان مختصری از تشکیل و اعزام و تلاش گروه جهت صعود به قله نکاتی را بیان کردند. به همراه نموداری که وضعیت افراد و تیم را در روزه
به نقل از سایت http://www.iranianchallengers.com : لینک گزارش .. .. کوه نوردی ایران شاهد یکی از بزرگترین مراسم های گزارش و تقدیر در تاریخ خود بود. عصر سه شنبه هفتم آبان، جمعیتی انبوه در سالن 600 نفری نگین غرب (تامین) گرد هم آمده بودند تا بیننده ی گزارش نخستین صعود ایرانی نانگاپاربات باشند.قهرمان های ملی نظیر امیرضا خادم، نماینده قروه در مجلس، تنی چند از مدیران میراث فرهنگی، بیشتر پیش کسوتان و کوه نوردان شاخص ایران و تمامی اعضای خانواده سامان نعمتی از جمله شرکت کنندگان این مراسم بودند. دیوارهای س
فردا سه شنبه ٧ آبانماه ١٣٨٧ گزارش رسمی برنامه نانگاپاربات در خیابان آزادی، خیابان جیحون، جنب بوستان آیینه، موسسه فرهنگی ورزشی تامین ( نگین غرب) ساعت ١٨ الی ٢٢ برگزار خواهد شد. http://www.fa.iranianchallengers.com/article-topic-2.html ... ... یاد و خاطره همنورد خوبم سامان نعمتی گرامی باد! ...
یکشنبه, 05 October 2008 10:22 دوشنبه, 13 October 2008 14:29 به گزارش روابط عمومی فدراسیون کوه نوردی و صعود های ورزشی ؛ تیم ملی کوه نوردی بانوان کشورمان که به منظور صعود به قله ی جیاجی کانگ به ارتفاع ۷۰۵۸ متر به منطقه اعزام شده است فردا در کمپ اصلی مستقر خواهند شد. شایان ذکر است تمامی اعضای تیم در سلامتی کامل به سر می برند. همچنین تیم ملی امید نیز که به قصد صعود قله ی تیلوچوپیک به ارتفاع ۷۱۳۴متر در منطقه به سر می برد در حال حاضر در راه رسیدن به کمپ اصلی هستند... شایان ذکر است تمامی اعضای هر دو تی
جمعه هفته گذشته ۱۹ مهر به همراه سه تن از دوستان رفتم آزاد کوه. اولین بار بود که آزاد کوه رو صعود میکردم برای همین خیلی هیجان داشتم. آزاد کوه؛ از کوه های زیبا و فنی و مرتفع البرز به حساب میاد. البته مسیری که ما انتخاب کردیم برای صعود (مسیر شمالشرقی و روستای کلاک اون هم از دره نه از روی گرده) خیلی ساده بود. . صبح زود از تهران به سمت کرج و جاده چالوس حرکت کردیم. بعد از یک و نیم ساعت عبور از سد کرج وتونل کندوان به دوراهی معروفی میرسیم که جاده یوش بلده نام دارد. (۴٠کیلومتری چالوس) ابتدای دوراهی هم مس
یکشنبه بیست و یکم مهر ماه٬ جشن بانوان برتر وبلاگستان در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد. حدود چهارصد و پنجاه وبلاگنویس از سراسر کشور گرد هم آمدند تا از یکصد بانوی وبلاگنویس برتر و منتخب نظرسنجی از 8521 کاربر اینترنتی تقدیر کنند. به همه ی برگزیدگان، تقدیرنامه ای از سوی گروه سایتهای پرشین بلاگ اعطا و از بیست و پنج وبلاگنویس در سه نوبت به روی صحنه دعوت شدند و جوایز خود را از هنرمندان حاضر در جشن: بهاره رهنما، منیژه حکمت، نازنین احمدی، فرزاد حسنی و مدیر مسئول هفته ن
فرشته خادمی! دوست و همنورد عزیزم! انتخاب بجا و شایسته ات به عنوان عضو تیم ملی صعود کننده به قله جیاجی خانگ رو تبریک میگم و از صمیم قلب برات آرزوی موفقیت دارم .......................................................................... عکس هایی از برنامه اولین صعود زمستانه هفت تنان زردکوه از مسیر یخچال ایلوک: ................................................................. ........................... ..... تیم ملی بانوان روز جمعه جهت صعود به قله جیاجی خانگ عازم نپال میشود. اولین اردو 6 تیر ماه 87
این پست های آخر روی هم رفته 35 نظر خصوصی داشت !! کاش دوستانی که سوالی یا ابهامی در مورد برنامه ها داشتند پیام هاشونو عمومی تر میکردند تا دیگران که ممکنه سوال اونا رو داشته باشن هم به جوابشون برسن. با عرض پوزش از دو دوست عزیز بدون ذکر نامشان نظراتشان را اینجا می آورم : سلام. اومدم انتقاد کنم!! امیدوارم گزارش نویسیتون بد باشه !! آخه دوست من.هم نورد من!!این چه کاریه که گزارشه صعود به قله ی علم کو ه رو نوشتین خودشم از گرده ی آلمانی ها!!اونم فری سلو!!خودشم یه هفته پیش!!!! اگه واقعا این طوره چرا ننوشت
چهارشنبه گذشته جشن ورزشی نویسان و تقدیر از بهترین وبلاگ های ورزشی و با گرامیداشت یاد آیدین نیکخواه بهرامی به میزبانی ورزش بلاگ در سالن آمفی تاتر ساختمان آموزش های اجتماعی شهرداری تهران برگزار شد. من طبق معمول دیر رسیدم به جشن. به همین دلیل گزارش درست و حسابی ندارم که اینجا بگم. فکر میکردم دوستان کوهنورد رو اونجا زیاد ببینم اما از کل افراد حاضر در سالن 99 درصدشون فوتبالی بودند و یک درصد باقی از سایر ورزش ها. آقای ثمودی و دوستانشون برای برگزاری جشن زحمت زیادی کشیدند. مجری برنامه آقای جواد خیابانی
١- شرح برنامه اکسپدیشن غارنوردی ایران- 2008 این اردوی بزرگ و مشترک غارنوردی با هدف ارتقاع سطح غارنوردی ِغارنوردان ایرانی از آماتوری و ورزشی به سطح علمی و همچنین تبادل اطلاعات غارنوردی و غارشناسی بین بهترین غارنوردان اروپا با غارنوردان ایرانی و آموزش مطالب اصلی و کلیدی در شناسایی و پیمایش غارها و با شرکت غارنوردان UIS (اتحادیه جهانی غارشناسی) و غارنوردان کارکرده کشور و با حمایت باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند و در مهر ماه سال جاری انجام خواهد شد. دوستانی که مایل به شرکت در برنامه هستند به این آدرس
آقای افشین رمضانی از کوهنوردان با تجربه و فنی کار و البته وبلاگنویس بعد از بیست و اندی روز در منطقه علمچال و صعود های مکرر به گرده آلمانها و قله های اطراف موفق شدند صعود شبانه و انفرادی دیواره علم کوه مسیر لهستان ۵٢ "برای اولین بار" انجام بدهند که در زمینه دیواره نوردی کاری ارزشمند و مهمه. ما (توی دومین برنامه گرده امسال) دو شب تو علمچال همسایه شون بودیم و از نزدیک شاهد فعالیت ها و تلاششون. و روزی که داشتیم برمیگشتیم پایین نوزدهمین روز علمچالی رو بهش تبریک گفتیم. امیدوارم هر چه زودتر گزارش این ب
یک سال پیش در چنین روزی .... !! چرا دیگه از صعود سراسری وبلاگ نویسان خبری نیست؟؟ اون شور و اشتیاق و علاقه صمیمانه؟ اون دوستی های قشنگ ... بعضی هاشون موندگار شدن. جاودانه شدن. اما بعضی هاشون... خیلی به مغزم فشار آوردم که اسماشون یادم بیاد و این خیلی ناراحتم کرد. پروین ابراهیمی( جای رسیدن) داراب احمدی(از ریشه ها تا میوه ها) علی اطاعت(پرواز را به خاطر بسپار) حسن اعتدال پور(گروه کوهنوردی فراز شهرکرد) رضا آموزگار(کوهنوردی) احسان بشیر گنجی(برج سینا) حامد حصاری(من ، کوه ، تنهایی و گروه کوهنوردی هفت خوا
...عکس از وبلاگ علم چال ....... .. تعطیلات هفته پیش (۹ ۱۰ ۱۱مرداد) رفتیم علم کوه. بدون برنامه ریزی و بدون آمادگی. این برنامه برای من پر بود از نکات مثبت و منفی قابل توجه . سه شنبه اصلا قصد کوه رفتن نداشتم و حتی تا 9 شب تو سینما بودم که آخر شب دوستان تصمیم گرفتن به رفتن و من دو ساعته کوله بستم و خلاصه 4 صبح چهارشنبه از تهران زدیم بیرون. دیدن آدم های جدید تو گروه 6 نفره مون برام خوشایند نبود زیاد.. من که همیشه ادعا میکردم اونقدر انعطاف پذیر هستم که با هر آدمی با هر تیپ شخصیتی ای میتونم کنار بیام ؛
چهارشنبه 26 تیر روز پدر بود. دلم میخواست این صعودمو تقدیم کنم به بابای کوهنوردم . صبح ساعت 11 از تهران به سمت جاده هراز حرکت کردیم. ساعت 1 قرارگاه کوهنوردی پلور بودیم. خیلی دیر بود. خیلی برنامه های دیگه تو ذهنم بود اما به علت دیر حرکت کردن و دیر رسیدن آخرش و بعد از مشورت تبدیل شد به شمالی دماوند. از پلور تا دو راهی ناندل نیم ساعت راه بود. یعنی تو جاده هراز و 45 کیلومتری آمل یک جاده آسفالته از مسیر جدا میشه. افتادیم تو جاده . حدود سه کیلومتر از جاده آسفالته است و بقیه نه کیلومتر تا خود ناندل خاکی
هنوز این حقیقت تلخ را باور نداریم . هنوز چشم انتظاریم. آن سو تر با روحی مجروح در آن اوج سرد دنیا به دنبال حقیقتی که شوقش در دل است و حسرتش در نگاه کوهی سرد و عریان گام هایی خسته همراهانی در تلاش دلهره ... تلاش ... دلهره .... تلاش ... ترس .... امید ... و این سو و مادری چشم به راه ... ... ... عکس از وبلاگ سپهر
صعود غرورآفرین نانگاپاربات بر همه کوهنوردان همراهان هم اندیشان و همه ایرانی های عزیز مبارک باد ..... ..... ..... لیلا جان! تبریک صمیمانه و گرم مرا بپذیر. قله با عظمت و صعب نانگاپاربات در مقابل اراده و همت والای تو چه ناچیز بود به امید صعود سخت تر قله های زندگی موفق باشی و همیشه بر اوج قله ها ... ... ... برای سلامتی سامان نعمتی دعا کنیم. شرح صعود ...
چهارشنبه بعد از ظهر از تهران راه افتادیم. با خانوم طلا رفتیم تا گوسفندسرا. برای من که دلم نمیاد ماشینمو بشورم نکنه رنگش بره این خیلی حرکت بود !! بین راه تو جاده خاکی یه آقای مجارستانی تک و تنها با یک کوله گنده رو دیدیم و برای اینکه مهمون نوازی و حس انسان دوستی ایرانیا رو بهش ثابت کنیم رسوندیمش تا گوسفندسرا. اسمش تیجیما بود و کلا بچه باحالی بود. معلوم بود از اون خارجی های بی پوله! اروپای شرقی ها زیاد پولدار و ولخرج نیستند اما ساده مهربون و بی ادعاتر از آمریکایی ها و اروپای غرب هستند. بعضا حتی امک
خیلی وقته نبودم. حسابی گرد گرفته اینجا. از نوشتن می ترسم. از اینکه قلم به دست بگیرم و هرچی از روح خسته ی خودم دارم روی کاغذ بیارم می ترسم. شب ها سپری میشن بی آنکه حتی یک خط ساده نوشته باشم. از درس خوندن هم گریزانم. کتابهایم توی قفسه روبروم وسوسه ام نمی کنند جرات ندارم که به دست بگیرمشون. می ترسم گم شده ام ... گم شده در بین میلیاردها انسانی که هر کدوم گم شده انسانی دیگرند. فکر روبرو شدن با انسانها, خصوصا بعضی انسانها!!!, منو به وحشت میندازه. باز باید از نو بسازم همه چیز رو. خسته ام. باز احساس مبه
جمعه هفته گذشته فرودگاه امام خمینی حال و هوای دیگه ای داشت و نگاه های کنجکاو مردم و مسافرین به این جمع صمیمی و دوستانه برایم جالب بود. اسپانسر اصلی تیم و همه کلوب دماوندی ها و دوستان دیگر آمده بودند. بازار عکس یادگاری گرفتن هم داغ بود اونقدر زیاد که فرصت نمیدادن که اعضای تیم که به کارهای پروازشون برسند. سعی کردم دو سه تاشونو پیدا کنم و صحبت کوتاهی باهاشون داشته باشم: محمد نوروزی : امیدوارم تیم بتونه صعود کنه و وقتی که برگشتیم یک تیم قوی تر تشکیل بدیم برای کارهای بزرگ تر ... سهند عقدایی : ما تلاش
........... شیرزنان - فهیمه خضری ..... ........... اینجا ایران است و ما نیمی از جمعیت کشوری که حتی نور آفتاب هم در آن سهمیه بندی می شود. درخشش خورشید در آسمان ربطی به ما ندارد و زن بودن، اتفاقی است که دویدن، ورزش و تحرک، لمس بی واسطه باد و باران و سوختن از تابش نشاط آفرین خورشید را از ما دریغ کرده است. زنان ایرانی سال هاست که همراه با موهایشان، شور و انرژی و حرکت را هم در خود پنهان کرده و در عوض در پوکی استخوان، افسردگی، عصبیت، چاقی، بیماری های زودرس قلبی و عروقی و درد های خاموش دیگر، رکوردهای ق
زندگی چه یکنواخت و تکراری! تکراری تر از خودش و من هنوز دل خوشم به امید! به امیدی که چندی پیش رفت به سوئی! شب کوهستان بود و من چادری افراشته کنار پرتگاهی فرو رفته در ظلمت... اما آسمان! نورافشانی تمامی ستاره ها به سوی من! که مرا به یاد نگاه تو می انداخت هر از گاهی که از پس چشمان نافذت روانه می شد. اما... این میان, لبخندت در سکوت و فراموشی گم شده! شاید به واسطه این تاریکی است ! شاید ... چه شب خوفناکی! بی آنکه کسی در کنارم باشد، سکوت کوه چنان رعشه به تنم می اندازد که خیال تو هم از یادم می رود.. آن ن