با دوستی (که طرفدار استقلال بود) بازی تیمهای استقلال و فولاد را میدیدم. فولاد در همان ابتدای بازی به گل رسید و پس از آن بیش از 80 دقیقه با دفاع منطقی تمام فضای مفید بازی استقلال را بست تا استقلال تنها 2 یا 3 موقعیت گل بدست آورد و در نتیجه فولاد با همان یک گل بازی را ببرد. دوست من میپرسید که خوب، چطوری میشود به این فولاد گل زد که 11 نفره دفاع میکند و اصلا نمیذاره توپ بیاد رو زمین. به او گفتم اول این که درست دفاع کردن و جایگیری درست دفاع خودش هنری است که استقلال نداشت. دوم این که گل زدن به ا
بازیهای اخیر منچستریونایتد نشان داد که آلکس فرگوسن تمامنشدنی است و همیشه میتوان از بازی تیمهای او آموخت. منچستر در نتیجهگیری چندان قوی عمل نکرده است، ولی نکته جالب این است که این تیم در ابتدای بازی بسیار کوبنده آغاز میکند و چنان حمله میکند که هیچ تیمی را یارای مقابله با او نیست. بازیهای منچستر مرا به یاد دو دوره طلایی تیم ملی فرانسه میاندازد که یک بار در دهه 1980 با خط هافبک بینظیر خود (پلاتینی، فرناندز، تیگانا و آلن ژیرس) و یک بار در اواخر دهه 1990 با بازیکنانی چون زیدان، پتی، ویرا، ی
یاد تو بوی بهارنارنج اردیبهشت شمال سهم تو پوکیِ استخوانِ تمامِ زنانِ ایران محبت را تو معنا کردی محبت یعنی پخت کوفته تبریزی با دستان چروکیده عشق را تو معنا کردی عشق یعنی غر زدن مداوم به حاجیبابای تبریزی میراث تو بوی مداوم بهارنارنج قلب عاشق من میراث تو لبخند پایانناپذیر تمامی مادربزرگهای مهربان میراث تو گریههای طفلان بیمادر نشسته بر صندلیهای تنهایی آری، چنین بود مادر که « دستهاش هوای صاف سخاوت را ورق زد و مهربانی را به سمت ما کوچاند.»
دوست جدید، جوان و مستعدی دارم که به شدت به کریستیانو رونالدو علاقهمند است. با توجه به علاقه زیادی که به فوتبال دارد و هوش بالایش امیدوارم که موفق باشد و بتواند به خواستههایش برسد. هفته گذشته که به قسمت مدیریت سایت رفتم متوجه شدم که برای من کامنت گذاشته است و در کمال تعجب دیدم که کامنت بر روی سایت قرار نگرفته است. از آنجایی که من محدودیتی برای کامنتها نگذاشته بودم در تعجبم همچنان. تلاش کردم برایش ایمِیل بزنم، اما ناموفق بودم؛ ظاهرا آدرس مشکل دارد. خلاصه بهتر دیدم بخشی از کامنتش که بسیار با آ
هفته گذشته فوتبال ایران بیش از هر چیز تحت تأثیر داوریهای لیگ برتر قرار گرفت. به نظر میرسد یکی از دلایل مهم آن حضور استقلال و پرسپولیس در جمع معترضان بود. در این میان پرسپولیسیها به خصوص اعتراضهای گستردهای را آغاز کردند و با ادعای آن که 7 امتیاز آنها به ناحق گرفته شده است تمامی حالتها ممکن را بررسی کردند. در میان حتی ادعاهایی چون نمیخواهند قطبی در ایران نتیجه بگیرد هم مطرح شد. اما نکته جالب اینجاست که پخش مجدد صحنههای داوری مربوط به بازی پرسپولیس – مس نشان داد هیچ یک از دو صحنه پنالتی نبو
بازی ایران با آذربایجان را دیدم. ایران با یک گل حریف را شکست داد، اما آنچه مشخص بود حرکت کند توپ بر روی زمین، فوتبال ایستا و ساکن، تعداد کم پاسهای کوتاه متوالی، دوندگی کم بازیکنان و حرکت بدون توپ کمتعداد بازیکنان ایران بود. در همین جا باید آنچه را در جام ملتهای اروپا دیدیم به یاد آوریم و این که فوتبال ما فاصله زیادی با فوتبال روز دنیا دارد. جالب اینجاست که دیگر تیمهای آسیایی نیز همین مشکلات را دارند و به نظر نمیرسد فوتبال آسیا بتواند خود را به فوتبال روز دنیا نزدیک کند. فوتبالی که به زودی د
قلبم را آزمودم بار دگر همچنان ۱۵ ساله میتپد
روزی دوستی از من خواست مطلبی برای رونامهای بنویسم، من هم این مطلب را نوشتم. اما خوب مطلب چاپ نشد. از آنجایی که دستم دچار مشکل شده و نمیتوانم مطلب طولانی بنویسم، سایت انجمن بدون مرز هم فیلتر شده و در آیندهای نزدیک باز هم دوستان عزیر دیگری را به علت فرار مغزها از دست میدهیم، دیدم فرصت خوبی است که دست کم این مطلب را روی سینا و فوتبال بگذارم. تا کنون پدیدة فرار مغزها از زوایای گوناگون مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. معمولاً تأکید زیادی بر روی خروج افرادی که به لحاظ کیفی در سطح بالایی قرار دارن
جام ملتهای اروپا یکی از زیباترین جامهای در سطح ملی در 20 سال اخیر بود. فکر میکنم پس از جام جهانی 1986 و جام ملتهای اروپای 1988 مدتها بود فوتبالدوستان در انتظار بازیهایی این چنین دیدنی بودند؛ زیرا بازیهای 1990 استراتژی مربیان استفاده از سیستمهای دفاعی و گرفتن فضاهای حیاتی بود، و روند بازیهای تدافعی همچنان تا 2004 ادامه داشت؛ بطوری که یونان با اتخاد راهبردهای تدافعی توانست قهرمان یورو 2004 شود. ایتالیای 2006 هم تیم چندان تهاجمی نبود. اما در یورو 2008 راهبردهای جدید جایگزین شیوههای قدیم
امشب بازیهای یورو 2008 با بازی تیمهای اسپانیا و آلمان به پایان میرسد. بازیهای امسال دستاوردهای فنی زیادی برای علاقهمندان داشت که در پست آینده به آن خواهم پرداخت. اما تحلیل تقابل فینال پیش از شروع آن لذت خاصی دارد؛ چرا که ما با دو خطر هافبک قدرتمند روبرو هستیم و برنده بازی را خط میانی دو تیم تعیین خواهد کرد. اسپانیاییها به اجبار به سیستم 4-2-3-1 روی خواهند آورد؛ زیرا داوید ویا مصدوم است و نمیتواند در بازی امشب به میدان برود. آلمانها هم در بازیهای امسال 4-2-3-1 بازی کردند. اتفاقا با آمدن
سوم تیر ماه 1384 برای بسیاری از ما یادآور خاطره ارزشمندی است. از یک سو، حماسه بزرگی از شکوه و عظمت جمهوری اسلامی رقم خورد که میلیونها زن و مرد ایرانی به پای صندوقهای رأی رفتند و رئیسجمهور منتخب خود را برگزیدند. انتخابات که نماد دموکراسی و آزادی در ایران اسلامی است. تحلیلهای گرانقدری که در مورد آزادی در ایران و انتخابات ارائه شده است، در بسیاری وبلاگها و مجلات آن دوره وجود دارد و علاقهمندان میتوانند به آنها مراجعه کنند. با توجه به آن که در سومین سالگرد حادثه سوم تیر و پیروزی محمود احمدین
12 ژوئن مطابق 23 خرداد روز جهانی مبارزه با کار کودک است. به من گفته بودی میخواهی فوتبالیست بشوی، می خواهی پول زیادی بدست بیاوری تا دیگر واکس نزنی، اما تو فقط کریستیانو رونالدو را دیده بودی، تو فقط فکر میکنی که میدوی گل میزنی تشویقت میکنند و قراردادی میلیونی جلویت میگذارند و دیگر پولدار شدهای. قاچاق کودکان یکی از کثیفترین مصادیق بهرهکشی از انسانها در دوره معاصر است. مطابق مقاولهنامههای 138 و 182 «سازمان جهانی کار» حداقل سن کار در تمامی کشورها باید مشخص باشد و کودکان نباید در کارهای زی
جام ملتهای اروپای 2008 آغاز شد و چهار تیم پس از انجام اولین دور بازیها بیش از سایر تیمها توجه فوتبالدوستان را به خود جلب کردند؛ چهار تیمی که با چهار سبک متفاوت بازی میکنند. پرتغال که به برزیل اروپا مشهور است، با بازیکنان تکنیکیاش موفق شد تا ترکهای قدرتی را مغلوب کند. فوتبال منطقی و ماشینی آلمانها دوباره ثابت کرد که همواره باید در تورنمنتهای بزرگ حساب ویژهای بر روی ژرمنها گشود؛ به خصوص که یکی از تئوریسینهای بزرگ فوتبال آلمان چهار سالی است با تیم ملی همکاری میکند. فوتبال کامل هلندیها
تمامی زوایای ذهنم را جستجو میکنم شاید خاطرهای مشترک از فوتبال با او بیابم. چیزی به یادم نمیآید؛ شاید همین نقطه اشتراک او با فوتبال و این سایت باشد. او اصلا فوتبال دوست ندارد و چندان علاقهای به هیجانهای فوتبال ندارد. اما او به آزادی و برابری اهمیت میدهد، او تلاش میکند که جامعهای بهتر بسازد تا همه انسانهای کشورش با حقوقی برابر در کنار یکدیگر زندگی کنند، او برای جامعهای تلاش میکند که انسانهای آگاه در آن زندگی میکنند به دور از اتش و خشونت. اما گویی حاکمان او را دوست ندارند. در جامعهای
مارادونای 1986 در کنار بازیکنانی چون والدانو، باتیستا، بوروچاگا و پمپیدو قهرمان جام جهانی شد. مارادونای 1990 اما، جریان دیگری دارد. در سال 1990، آرژانتین ستارههای خود را از دست داده بود و تا حدی با شانس و اقبال و هنرمندی چند بازیکن چون گویگوچهآ، کانیگیا و در رأس همه آنها دیهگو مارادونا به فینال مسابقات رفت. حرکت کودکانه کانیگیا در بازی نیمهنهایی باعث شد تا بازی فینال را از دست بدهد. دیهگو در فینال تنهای تنها بود. چشمها به او خیره مانده بود، اما پاسهایش یک به یک لو میرفت و اخراج دو باز
در یکی از نوشتههای پیشینم گریزی به خاتمی زدم و این که باید قدر آدمها را دانست؛ متأسفانه آن نوشته این توهم را به وجود آورد که من قصد طرفداری از خاتمی دارم. هماکنون فرصت خوبی به وجود آمد تا با اشاره به مدیریت سطح کلان از عملکرد برخی مربیان دفاع کنم. یکی از مسائلی که در دوره خاتمی به وجود آمد و پس از آن با قانونگذاری مجلس اصلاحات تکمیل شد، نحوه قراردادهای بخش خدمات شرکتها و سازمانهای دولتی بود. در دوره خاتمی عنوان شد که دولت بزرگ است و باید کوچک شود (جالب اینجاست که در راستای کوچک شدن دولت وز
نمیدونم چرا هر موقع به منصور ابراهیمزاده و مربیگری تیم ملی فکر میکنم، یاد این جوک پرمغز میافتم که میگه: «دختره شب ازدواجش، آشفته و حیرون و دوون دوون میاد پیش پدرش. پدر میپرسه چی شده دخترم؟ دختره میگه بابا عروسی هَمَش فیلم بود، میخواستن من رو بکنن!»
آخیش راحت شدم. مدتی منتظر بودم تا داربینیان هم سمت سرمربیگری پیکان را از دست بدهد تا اعلام کنم که باثباتترین شرایط مربیگری در لیگ ایران است. بالاخره اوائل هفته این اتفاق افتاد. از 18 تیم لیگ برتر ایران در طول فصل جاری 12 تیم مربیان خود را عوض کردهاند (یعنی 66 درصد) که شامل این تیمها هستند: شیرینفراز (4 بار) - استقلال تهران - استقلال اهواز - مس کرمان - سپاهان اصفهان - ذوبآهن اصفهان - پگاه گیلان - صنعت نفت - ابومسلم خراسان - راهآهن - پیکان و صباباتری. تیمهای پرسپولیس - سایپا - ملوان انزلی
فرض کنید زنی در خیابان بزند تو گوش مرد جوانی، مرد عصبانی شود و مشغول پرخاش شود، جوان دیگری بیاید بگوید این شخص مادر من است و از او حمایت میکنم، تو حق پرخاش نداری. فرض کنید مادر من در تربیت من اشتباهی میکند که باعث میشود من به تمامی اطرافیان بیحرمتی کنم، دیگران بگویند خوب اشکالی ندارد باید به مادر وقت داد تا بتواند کارش را انجام دهد. فرض کنید رئیسجمهور کشور من هر چه دلش میخواهد میگوید و میکند و من مطمئن هستم که اشتباه میکند، اما دوستانم بگویند چون این شخص رئیسجمهور کشور من است باید از ا
مونتنی معتقد بود فلسفیدن آموختن چگونه مردن است. شاید هیچ فیلسوف دیگری چنین تعریفی را نپذیرد و بر مبنای دیدگاه خود تعریف دیگری از فلسفه ارائه دهد. مسلما با وجود تعاریف مختلف نمیتوان شخصی را فیلسوف و دیگری را نافیلسوف دانست؛ به شرط آن که مجموعه نگاه وی منطقی و همبسته باشد. این تفاوت نگاه میتواند در تمامی حوزههای زندگی ما وجود داشته باشد. به عنوان مثال، جادی عزیز با توجه به نگرش و منطق خود طرفدار نرمافزارهای بازمتن است، چنین نگرشی برخاسته از تعریف وی از زندگی و شناخت حاصل است. در حالی که ممکن
---------------------------------------------------- «ساده است ستایش گلی چیدنش و از یاد بردن که آبش باید داد» مارگوت بیکل تیم ملی پس از یک سال و نیم صاحب سرمربی شد. اصلاحطلبان موفق شدند چند فهرست انتخاباتی منتشر کنند و مظلومانه در انتخابات مجلس شرکت کنند. پسر کمرو هم موفق شد که باز هم اظهار عشق کند. انتخاب مربی تیم ملی یک موضوع است، حمایت از او و هموار کردن راه پرمشکل جام جهانی موضوعی دیگر. به شیوه انتخاب رونالدینیویی و مضحک علی دایی برای تیم ملی و شخص علی دایی کاری ندارم، اما یادمان باشد که م
(برای میم.) نشانی مرا میخواستی گورستان را به تو نشان دادند بهشتزهرا، بیبیسکینه، مسگرآباد، کافرآباد اسمش هر چه که بود اما باور مکن همهاش دروغ است نشانی ابدی من همینجاست چپین سوی قفسهی سینهی تو در قلب تو، نشانی من آنجاست
داستان «لباس پادشاه» هانس کریستین اندرسون مشهورتر از آن است که بخواهم حتی خلاصهای از آن را در اینجا بیاورم. قصه پایانناپذیر ارزیابی دستاوردهای مسؤولان در کشور مرا به یاد آن داستان میاندازد. هر وقت مسؤولی در کشور صحبت میکند، شروع میکند به نسبت دادن تمامی آنچه خود پیشرفت مینامد به شخص خودش. به عنوان مثال، رئیسجمهور احمدینژاد در سخنرانی خودش در روز 22 بهمن آماری ارائه داد که احتمالا از نظر خودش نشانگان صنعتی شدن، توسعه و ابرقدرت شدن ایران بود. در مورد آمار چنان صحبت میکرد که انگار تمامی آ
دوستانی که بازی روز چهارشنبه ایران و کاستاریکا را دیدند، علاوه بر بازی تیم ملی میتوانستند یکی دیگر از ابتکارات کهنه شده اما مضحک مسؤولان صدا و سیما را تماشا کنند. به جای آن که نام مخفف تیم کاستاریکا بطور معمول کوس (cos) نوشته شود، به صورت کور (cor) نوشته شده بود. چنین ترفندی که در نگاه اول مؤدبانه نوشته شود، پیش از این هم چندین بار تکرار شده بود، مسؤولان وقتی قصد داشتند در مورد تیمهای یونانی پاناتینایکوس و المپیاکوس صحبت کنند، نام تیمها را به صورت المپیاکو و پاناتینایکو مطرح میکردند. هرگز هم
در این دوره، هر کس در مورد دموکراسی صحبت میکند و اهمیت آن را گوشزد میکند، بیاختیار به یاد صدام حسین میافتم که انتخابات برگزار میکرد و با 99 درصد آرای مردم به قدرت میرسید. نتیجه آن که دموکراسی و توجه به نظرات مردم آن چنان بدیهی شده است که حتی صدام حسین هم اسمی و ظاهری به آن روی میآورد تا قدرت خود را مشروع جلوه دهد. اما در این دوران، آنچه اهمیت دارد نه نمایشی به نام دموکراسی و نه ظاهرسازی عوامفریبانه برای مردمی جلوه کردن فعالیتها که اعتقاد واقعی به آزادیهای مشروع و ایجاد شرایط برای طرح ن