ترکیب بندی متن و نقش، در نگارگری دوره آل اینجو تکامل یافت
به گزارش روز پنجشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" به نقل از روابط عمومی همایش مکتب شیراز، محسن مراثی، عضو هیئت علمیدانشگاه شاهد، در اولین پانل نگارگری مکتب شیراز که چهارشنبه، 13 آذر برگزار شد، گفت: «عاملی نظیر استفاده از قابهای مستطیلی، نوع ترکیب بندی و درشتی پیکرهها باعث شده است هنرپژوهان، نگارگری مکتب شیراز آل اینجو را تداوم سنت نقاشی دیواری ایران بدانند. اما نتایج تحقیق نشان میدهد که نگارگران از حدود نیمه سده هشتم هجری قمری ضرورت هماهنگی نوشته و تصویر را در کتاب آرایی دریافته و با ایجاد قابهای پلکانی،تصویر و متن را در هم تنیدهاند. پس حتماً میان نقاش و خوشنویس پیوند وجود داشته.» وی در ادامه افزود: «در نگارگری دوره آل اینجو، کاملترین شیوه متن و نقش ایجاد و در دورههای بعد استفاده شده.»
او در مورد نگارگری توضیح داد: «نگارگری ایرانی در دوران شکل گیری خود از جنبههای مختلفی مانند طراحی، رنگ آمیزی، ترکیب بندی و سایر عوامل هنری و زیبایی شناسانه تحول یافته است. یکی از مهمترین جنبههای صوری نگارگری ایرانی ترکیب بندی نوشته و تصویر در صفحه و در اصطلاح امروزی صفحه است. از جمله مکاتب هنر نگارگری ایران که چگونگی رابطه بین عناصر نوشتاری و تصاویر را به نمایش میگذارد، مکتب شیراز آل اینجو است.»
مراتی به دقیق بودن میان عناصر نوشتاری و ترکیب بندی نگارههای این دوره اشاره کرد: «در نگارگری مکتب شیراز آل اینجو رابطه بین عناصر نوشتاری و ترکیب بندی نگارهها از اصول دقیق و معینی تبعیت میکند که با نظام ستون بندی صفحه برای نگارش شعر هماهنگ است. در نتیجه این هماهنگی، نگارگر تداوم خطوط ستون بندی صفحه را در نظام هندسی ترکیب بندی خود در نظر گرفته و عناصر اصلی تصویر را بر اساس آنها نظم داده است. همچنین نگارگر بر اساس موضوع نگاره، شکل قاب تصویر را به صورت منعطف در نظر گرفته و براساس نظام ستون بندی صفحه شکل داده است.»
در ادامه اصغر جوانی، عضو هیئت علمیدانشگاه اصفهان، در «بررسی تطبیقی ریخت شناسی و گونه شناسی معراج حضرت محمد در مکتب شیراز، گفت: «معراج حضرت محمد از مضامینی است که در کلام حق تعالی اشارات و نشانههایی روشن بر صحت آن آمده است. همینطور در خصوص تأویل و تفسیر آن، علما و اندیشمندان بزرگی مانند شیخ طوسی، فخر رازی، ابن سینا،سید قطب، علامه طباطبایی و... شرح بر آن نوشته اند و بر اساس مجموعه آیات، روایات و تفاسیر در قرنهای متعدد،هنرمندان صحنههایی از این سفر اعجازآمیز را به تصویر کشیدهاند.»
او سپس به مقایسه چهار نگاره در مورد معراج پرداخت: «یکی از کهن ترین نمونههای معراج، نسخه «جامع التواریخ» رشیدی است که در تبریز مصور شده است. دومین نمونه به دوره ایلخانی و نگاره سوم «معراج نامه» شاهرخی است و آخرین نگاره و هم به «خاوران نامه» دربار شیراز بر میگردد. نگاره «جامع التواریخ» دارای تأثیرات چینی است و بیشتر بر منطق تاریخی استوار شده که عناصر آن مشخص است.»
جوانی ادامه داد:«در نگاره ایلخانیهاله دور سر وجود دارد و از مدلهای «جامع التواریخ» استفاده شده است. در نگارخانه شاهرخیهاله تقدسی، به صورت شعله است و چهرهها تیپ عربی پیدا میکند، اما در نگاره مکتب شیراز هاله تقدسی پشت سر حذف شده و از لحاظ اسلوب اجرا، رنگ و روانی طراحی، این نگاره بهتر است. به نظر میآید فرهاد نقاش به عنوان هنرمند نگاره مکتب شیراز، دسترسی مستقیمی به سه نمونه قدیمیداشته است، چون آستانه فضایی آن با شاهنامه شاهرخی آنچنان شباهت پیدا میکند که قضاوت ما را دچار اشکال میکند.»
در بخش دیگری از این پانل لاله اولوچ، به توضیح وجود کانال آب در مقبره سعدی در نگارههای مکتب شیراز پرداخت: «در سده هفتم و هشتم، کانالی در کنار مقبره سعدی بود که آب روانی داشت و سعدی برای مطالعات خود از آن استفاده کرده است. الان هم قناتی در همین مکان وجود دارد که در آن زمان، مالکیت آب مشخص نبود و برای کشاورزی مورد استفاده قرار میگرفت. این کانال در نگارهها وجود دارد.»
منصور حسامی، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا نیز در دنباله برنامه در تحلیل نگارگری شیراز اظهار داشت: «مکتب شیراز به دلیل خصوصیاتی چند به عنوان یکی از مهم ترین مجموعههای فرهنگی و هنری ایران در دوران اسلامیشناخته میشود. وضعیت جغرافیایی خاص این محدوده نسبت به تختگاه دوران مغول یعنی تبریز و بغداد، باعث فراهم آمدن شرایطی شد که هنرمندان ایرانی مورد حمایت حاکمان محلی قرار گیرند و تمام اینها به شکل گیری هنری پالایش یافته با گرایشهای ایرانی تر انجامید. از سوی دیگر کاهش عناصری که میتوان آنها را وارداتی از هنر چین نامید، در نگارههای مکتب شیراز به گونه ای متجلی شد که حاصل آن در عهد تیموری مکاتبی را پایه گذاری کرد که دارای خصلتی کاملاً ایرانی است و تا مدتها ادامه یافت.»
سپس پریسا شاد قزوینی،عضو هیئت علمیدانشگاه الزهرا عنوان کرد:«یکی از روشهای شناخت ویژگیهای نقاشی ایرانی مطالعه و بررسی تطبیقی نسخ نگارگری دورههای مختلف با یکدیگر است. مطالعات تطبیقی علاوه بر شناخت ویژگیهای کلی اثر جو حاکم بر هنرمندان هر دوره و هویت آنان را مورد ارزیابی قرار میدهد و راهکارهایی سازنده برای هنر معاصر ارائه میدهد. در قرن هشتم هجری تبادل تجربیات و دستاوردهای هنری میان مکتب شیراز، تبریز و بغداد برقرار بود. این ارتباط هنری تحولاتی در روند شکل گیری نگارگری ایران ایجاد کرد.»
قزوینی در مقایسه نگارههای مکتب شیراز و «خمسه تهماسبی» گفت: «تاکنون محققان و مستشرقان بسیاری نگارههای نسخههای خطی دوره شاه تهماسب را مورد مطالعه قرار داده اند؛ ولی در این میان کمتر به نگارههای مکتب شیراز، خصوصاً نسخه «خاوران نامه» آن، پرداخته شده است. با این حال اگرچه عنصر حرکت در نگارههای هر دو نسخه «خاوران نامه» و «خمسه تهماسبی» وجود دارد؛ ولی دارای تفاوتهای ساختاری است.» وی نقش سفارش دهندگان و حامیان هنری بر تفاوت نگاه هنرمند در خلق آثار این دوران رایکی از عوامل مهم تأثیرگذار برشمرد.»
حبیب الله آیت اللهی، دبیر گروه نگارگری مکتب شیراز، هم در پایان میزگرد ابراز داشت: «اگر واقعاً شاکلههای مکاتب هنری خودمان را بررسی کنیم، میبینیم زیبایی شناسی هنر ایران با زیبایی شناسی هنر مغرب زمین، فرق دارد. این همایش برای معرفی فرهنگ و هنرهای فراموش شده است. در مکتب شیراز استثنایی وجود نداشته بلکه همه هنرمند بودهاند. در این مکتب شکل و فرمها بیشتر مطرح هستند تا ذرات تشکیل دهنده و در ترکیب بندی آن، انسان بیش از هر چیزی، مورد توجه است، چون شیراز در آن زمان، مرکز عرفان فارس بوده است.»