امید یعنی «یک خانه» یعنی «یک شغل»
پیش از آغاز فروپاشی اقتصاد آمریکا در ماه سپتامبر، انتخاب شدن اوباما، دور از ذهن می نمود؛ رکود بازار مسکن و اعتبارات، سقوط ارزش سهام بازار، فروپاشی و ورشکستگی کارخانجات اتوموبیل سازی و افزایش شدید بیکاری، همه و همه به این ذهنیت دامن می زد.
اگر باعث ایجاد بیکاری و نگرانی و یأس نمی شد، شاید راحت تر و بهتر همین بود که صنعت خودروسازی آمریکا ورشکسته و یا حتی منحل اعلام می شد.
اکنون وقت آن نیست که اتومبیل کرایسلر، جنرال موتورز و فورد ساخته و برای سال ها ورشکستگی و کم فروغی آنها، هزینه کرد.
باراک اوباما، رئیس جمهور منتخب آمریکا و کنگره باید از تکرار یک رکود اقتصادی بزرگ دیگر جلوگیری کرده و مردم را دوباره بر سرکارهای خود بازگردانند. بسیاری از مردم آمریکا مجبور به رأی دادن به اوباما شدند چون از تکرار لحظات سخت، می ترسیدند. اکنون او مقامی را به دست گرفته و با ملتی روبروست که از او انتظار دارند همه چیز را بهتر کند.
وقتی می بینی رؤسا و مدیران این کارخانجات با جت های شخصی خود به واشنگتن سفر کرده و قبل از کمیسیون های کاخ سفید و مجلس سنا حکم صادر می کنند، تعریف و تمجید کردن و استفاده از کلمات مثبت در مورد آنها، دیگر کار راحتی نخواهد بود. توبه ی آنها، تا وقتی که خودروهای پر مصرف ساخته و به تقاضاها برای ساخت خودروهای کم مصرف هیچ توجهی نمی کنند، هرگز پذیرفته نخواهد بود.
داشتن احساس چنین حقی توسط آنها، نتیجه ی سال ها رفتار واشنگتن با کارخانجات اتومبیل سازی آنهاست.
فرد اصلی و شماره ی یک آنها "جان دینگل" دموکرات، از ایالت میشیگان است؛ رئیس سازمانهای قدرتمندی چون House Energy و Commerce Committee که از مسائل مربوط به تغییرات آب و هوایی گرفته تا مراقبت های بهداشتی و ارتباطات، اختیارات قانونی گسترده ای دارد. او از حمایت دموکرات ها، جمهوری خواهان و اتحادیه ی کارگری خودرو سازان برخوردار بوده و مدتها است که از مهره های اصلی حزب دموکراتیک محسوب می شود.
یکی از مخرب ترین و خطرناکترین کارهای دینگل و همپیمانانش، تسهیل شدید استانداردهای اقتصادی مصرف سوخت برای خودروهای اسپرت بود. آنها با طبقه بندی خودروها به کامیون های سبک، که نسبت به اتومبیل های دیگر اجازه ی مصرف سوخت بیشتری دارند، به هدف خود رسیدند.
آنها به خود اجازه ی چنین کاری را دادند زیرا خودروسازان از آن پس، کامیون های بزرگ SUV را در ردیف کامیون های سبک قرار می دادند. استانداردهای مربوط به میزان مصرف سوخت، کار ساخت و فروش این هیولاهای پر مصرف را راحتتر و ارزانتر می کرد.
دینگل توسط گماردگان واشنگتن احترام و گاهی نیز ترسانده می شد تا این که چند روز پیش توسط هنری واکسمن، جمهوریخواه اهل کالیفرنیا از سمت ریاست کمیته، عزل شد.
واکسمن از طرفداران سرسخت راندمان استانداردهای مصرف سوخت و جلوگیری از انتشار گازهای گلخانه ای بود.
وقتی قانونگذاران درگیر پیدا کردن یک راه حل برای نجات صنعت خودرو هستند، بالطبع داشتن چنین عقایدی در چنین اموری (مخالف انتشار گازهای گلخانه ای) بسیار با اهمیت خواهد بود؛ به خصوص وقتی که این صنعت برخلاف ادعای 3 مدیر ارشد آن، ورشکست شده باشد. بنابر این هری رید، رهبر اکثریت سنا از نوادا، و نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان ایالات متحده، از سانفرانسیسکو، هر دو، از این مدیران عزل شده خواستند تا مجددا در ماه آینده با جزئیات بیشتری در خصوص این که چطور با یک ضمانت اجرایی می توان کمپانی های خودرویشان را نجات داده و به کشور کمک کرد، بازگردند.
تا آن موقع، انشاءالله اوباما برای تصمیم گیری در خصوص صنعت خودرو سازی، و این که چه باید کرد، بادقت و توجه بیشتری عمل خواهد کرد! در برنامه ی تلویزیونی «60دقیقه» که اخیرا پخش شد، اوباما اظهار داشت:" متلاشی شدن کامل صنعت خودرو سازی در این برهه، نه تنها برای خانواده ها مصیت بار خواهد بود بلکه انعکاس آن در کل اقتصاد نیز مهلک خواهد بود. بنابر این من معتقدم باید به این صنعت کمک کرد. اما من فکر نمی کنم این کمک، کشیدن یک چک سفید امضاء باشد... ."
از میان تمام استدلالها برای نجات این صنعت، «نجات اقتصاد آمریکا»، بیش از بقیه مهم تر می نمود. مرکز تحقیقات وسایل نقلیه ی خودرویی، که با صنعت نفت و اتومبیل در ارتباط است، پیش بینی کرده که دست کم 3 میلیون فرصت شغلی در همان اولین سال از بین خواهد رفت اگر، سه کمپانی خودروسازی مهم این کشور نتوانند خیلی زود براساس قوانین ورشکستگی، کارخانه های خود را بازسازی کنند. شاید پیش بینی های دیگر در این زمینه کمتر باشد، اما آنچه که مسلم است این است که تعداد زیادی از مردم بیکار خواهند شد.
در این میان اوباما به رای دهندگان خود قول داده است که صنعت اتومبیل سازی آمریکا را نجات خواهد داد.
پیش از آغاز فروپاشی اقتصادی در ماه سپتامبر، انتخاب شدن اوباما، دور از ذهن می نمود؛ رکود بازار مسکن، انجماد اعتبارات، سقوط ارزش سهام بازار و افزایش شدید بیکاری، همه و همه به این ذهنیت دامن می زد. در آغاز مبارزات انتخاباتی اوباما، «امید» کلمه ای مبهم بود که استفاده از آن به راحتی باعث خنده ی مردم می شد. اما پس از این که مردم دچار ترس و وحشت شدند، این کلمه نه تنها معنای خود را بازیافت، بلکه معانی تازه تری نیز از آن زائیده شد. از آن پس شنیدن کلمه ی امید برای مردم، تداعی گر واژه هایی چون « یک شغل» یا «یک خانه» بود.
خلاصه این که، سقوط و ورشکستگی صنعت خودروسازی، تمام تلاش ها برای نجات کشور را نافرجام خواهد گذاشت. این امر باعث خواهد شد زنان و مردان بسیاری در کارخانه های خودروسازی، کارگاه های کوچک و بزرگ سازنده قطعات خودرو، کارخانجات ساخت قطعات پلاستیکی، و... به جمع بیکاران این کشور بپیوندند. این افراد دیر یا زود به جمع 10 میلیون بیکار و سرگردان آمریکایی خواهند پیوست. این امر باعث ویرانی کشور و در نهایت فروپاشی حکومت اوباما نیز خواهد شد.
منبع: truthdig.com
نویسنده: Bill Boyarsky
برگردان: جعفر بلوری