سال 2025 از نگاه شورای اطلاعات ملی آمریكا (7)ایران به صنایع فنیتر و افزایش استانداردهای زندگی رو میآورد
به گزارش فارس، اين گزارش شوراي اطلاعات آمريكا (NIC) با عنوان "روندهاي جهاني 2025: دنيايي تغييريافته" نام دارد.
***خبرگزاري فارس نظر به اهميت و جامعيت اين گزارش و با توجه به كاربرد آن براي محافل علمي و مطالعاتي كشور اقدام به ترجمه مطلب كرده و درج آن نشاندهنده تاييد محتواي آن نيست. ضمن اينكه مواضع جمهوري اسلامي ايران درباره اتهامات مطرحشده در اين گزارش روشن است و توسط مقامات كشورمان بارها مورد تبيين قرار گرفته است.***
(بخش 7 گزارش)
ويژگيهاي آماري <جمعيتي>: روسيه، چين، هند و ايران
روسيه: يك كشور چند قومي در حال رشد؟
در حال حاضر روسيه با حدود 141 ميليون نفر جمعيت از نظر آماري سالخورده است و پيشبيني ميشود با كاهش جمعيتي، جمعيت اين كشور تا سال 2025 به زير 130 ميليون نفر برسد. فرصتهاي ريشهيابي چنين كاهش شديدي در اين دوره ناچيز هستند: جمعيت زناني كه در دهه 20 زندگي خود به سر ميبرند و بهترين سالهاي باروري آنها به شمار ميرود به سرعت كاهش خواهد يافت، حدود 55 درصد آمار كنوني تا 2025 را تشكيل خواهند داد.
بعيد است ميزان بالاي مرگ و مير مردان ميانسال به طور قابل ملاحظهاي تغيير يابد. اقليتهاي مسلمان كه زاد و ولد بالاي خود را حفظ كردهاند، درصد بيشتري از جمعيت روسيه را به مانند مهاجران تركزبان و چيني تشكيل خواهند داد.
بر اساس برخي از پيشبينيهاي محافظهكارانهتر، اقليت مسلماني كه در جمعيت روسيه سهم دارد، از 14 درصد در سال 2005 به 19 درصد در سال 2030 و 23 درصد در سال 2050 افزايش خواهد يافت. در يك جمعيت در حال كاهش، افزايش نسبت كساني كه اسلاو زبان ارتدوكس نيستند احتمالا واكنش شديد مليگرايانه را به دنبال خواهد داشت. به دليل اين كه مسايل زاد و ولد و مرگ و مير روسيه احتمالا تا 2025 ادامه خواهد يافت، اقتصاد روسيه- برخلاف اروپا و ژاپن- بايد از درصد بزرگ اين وابستگان <مسلمانان> حمايت كند.
چين باستاني؟ متخصصين آمارگيري جمعيتي انتظار دارند تا سال 2025، چين تقريبا يك ميليارد و چهارصدميليون نفر جمعيت داشته باشد كه حدودا 100 ميليون بيشتر از جمعيت كنوني اين كشور خواهد بود. مزيتهاي در اختيار داشتن يك جمعيت كارگر نسبتاً بزرگ و درصدهاي كم افراد تحت تكفل سالمند و كودك حدود سال 2015 كاهش خواهد يافت و در آن هنگام اندازه جمعيت كارگر چين كاهش خود را آغاز خواهد كرد. سالمندي جمعيتي- آغاز درصدهاي بزرگتر بازنشستگان و كاهش نسبت كارگران- با دهههاي سياستهايي كه تولد نوزادان را محدود ميكنند و همچنين سنت بازنشستگي زودهنگام، آغاز خواهد شد.
با روي آوردن بسيار شديد به كاهش رشد جمعيت براي كاهش تقاضاهاي در حال افزايش براي انرژي، آب و غذا، چين به سرعت در حال سالمند كردن جمعيت خود است. تا سال 2025 درصد بزرگي از جمعيت چين بازنشست خواهند شد يا در حال بازنشست شدن خواهند بود. با اين كه ممكن است چين با گذشت زمان سياستهاي محدود كننده خود درباره زاد و ولد را براي دستيابي به توازن بيشتر نوزادان دختران و پسر معكوس كند اما بزرگسالان در سن ازدواج در سال 2025 شاهد يك عدم توازن با برتري مردانه قابل ملاحظه خواهند بود كه جمعيت زيادي از مردان ازدواج نكرده را ايجاد خواهد كرد.
دو هند. نرخ زاد و ولد كنوني در هند، دو و هشت دهم [2.8] كودك به ازاي هر زن است كه اختلافات زياد بين ايالتهاي با زاد و ولد كم در جنوب هند و از سوي ديگر قطبهاي اقتصادي بمبئي، دهلينو و كلكته و همچنين ميزان بالاتر ايالتهاي پرجمعيت در كمربند به اصطلاح هندي زبان در شمال را مورد همپوشاني قرار داده است. در اين ايالتهاي پرجمعيت زنان در وضعيت خوبي قرار ندارند و از خدمات مناسبي برخوردار نيستند. اين نبود امكانات مناسب به شكل قابل ملاحظهاي به دليل رشد متراكم جمعيت در ايالتهاي شمالي به گونهاي كه پيشبيني ميشود جمعيت آن در حدود سال 2025 از چين نيز پيشي گيرد و اين در حالي است كه انتظار ميرود جمعيت چين يك افزايش داشته و شروع به كاهش كند.
تا آن زمان، دوگانگي آماري هند شكاف بين شمال و جنوب را گسترش خواهد داد. تا سال 2025 بيشتر نيروي كار هند متعلق به مناطق كمسواد، محروم و پرجمعيت روستايي هند شمالي هستند. با اين كه خانوادههاي كارفرمايان (بازرگانان) هندي دهها سال است كه در شهرهاي جنوبي زندگي كردهاند اما ورود تمام كارگران بدون مهارت هندي زبان جوياي كار به اين شهرها ميتواند عداوتهاي خفته ميان دولت مركزي هند و احزاب قومي-مليگرا در جنوب هند را دوباره بيدار كند.
مسير منحصربفرد ايران. با توجه به اين كه ايران يكي از سريعترين كاهشها در ميزان زاد و ولد را در تاريخ تجربه كرده است- از بيش از شش فرزند به ازاي هر زن در سال 1985 به كمتر از دو كودك در حال حاضر- جمعيت ايران تا سال 2025 از تغييرات قابل ملاحظهاي برخوردار خواهد شد. ناآرامي سياسي اين كشور و افزايش جميعت جوانان جوياي كار به شكل زيادي در دهه بعد پراكنده خواهد شد و باعث بوجود آمدن جمعيت بالغ بيشتر و ايجاد نرخ رشد نيروي كاري خواهد شد كه با نرخ كنوني در آمريكا و چين (نزديك به يك درصد در سال) قابل مقايسه است.
در اين دوره زماني، جمعيت در سن كار به شكل زيادي به نسبت كودكان رشد خواهد يافت و فرصتهايي براي ذخيره پسانداز، آموزش بهتر ايجاد خواهد كرد و در نهايت باعث روي آوردن به سوي صنايع تكنيكيتر و افزايش استانداردهاي زندگي خواهد شد.
اين كه ايران روي اين امتيازات جمعيتي سرمايهگذاري كند يا خير به رهبري سياسي اين كشور بستگي دارد كه در حال حاضر رابطه خوبي با بازارها و تجارتهاي خصوصي ندارد و در نتيجه شرايط آرامي براي سرمايهگذاران نيست و از سوي ديگر بيشتر روي درآمدهاي نفتي متمركز شده تا گسترش توليد شغل.
دو احتمال قريب به يقين آماري ديگر روشن است: نخست، عليرغم ميزان زاد و ولد پايين، جمعيت 66 ميليون نفري ايران تا سال 2025 تا حدود 77 ميليون نفر رشد خواهد يافت. دوم، تا آن زمان، يك افزايش قابل توجه جمعيت جوان افزايش خواهد يافت اما در اين يكي ، 15 تا 24 سالهها تنها يك ششم گروه در حال كار را به خود اختصاص ميدهند كه قابل مقايسه با يك سوم در حال حاضر است.
بعضي از كارشناسان بر اين باورند اين افزايش جمعيت نشان دهنده تجديد حيات سياستهاي انقلابي است. برخي ديگر معتقدند كه در ايران تحصليكرده و توسعه يافته تر سال 2025، جوانان حرفه و مصرف را جذابتر از سياستهاي تندروانه خواهند دانست.
فقط يك جنبه ازآينده ايران حتمي است: جامعه اين كشور از لحاظ جمعيتي بالغتر از هر زماني در گذشته خواهند بود به شكل قابل توجهي نسبت به همسايگان خود متفاوت هستند.
مسلمانان در اروپاي غربي
در حال حاضر جمعيت مسلمانان اروپاي غربي جمعا بين 15 تا 18 ميليون نفر است. بيشترين ميزان مسلمانان -بين شش تا هشت درصد- در فرانسه هستند (پنج ميليون نفر) و هلند (حدود يك ميليون نفر)، پس از آن كشورهايي قرار دارند كه مسلمانان 4 تا 6 درصد جمعيت آنها را به خود اختصاص دادهاند مانند آلمان (سه و نيم ميليون نفر)، دانمارك (300 هزار نفر)، اتريش (500 هزار نفر) و سوئيس (350 هزار نفر). انگليس و ايتاليا نيز به ترتيب با يك و هشت دهم و يك ميليون نفر داراي جمعيت زيادي از مسلمانان هستند و اين در حالي است كه درصدهاي كلي كمتري يعني به ترتيب سه درصد و يك و هفت دهم را به خود اختصاص دادهاند.
در صورتي كه الگوهاي كنوني مهاجرت و زاد و ولد (بيشتر از ميانگين) ادامه يابد، اروپاي غربي تا سال 2025، 25 تا 30 ميليون مسلمان خواهد داشت. كشورهايي كه با افزايش شمار مسلمانان روبرو هستند، تغيير سريعي را در تركيب قومي خود تجربه خواهند كرد بويژه در حوالي نواحي شهري كه به شكل بالقوهاي تلاشها براي يكسان سازي و انسجام را مشكل ميسازد.
فرصتهاي اقتصادي احتمالا در نواحي شهري بيشتر خواهند شد اما در غياب رشد مشاغل مناسب، اين افزايش ميتواند به شرايطي پيچيدهتر و بيثباتتر منجر شود كه براي مثال ميتوان به آنچه در سال 2005 در ناآراميهاي حومه پاريس رخ داد، اشاره كرد.
در صورتي كه نرخ رشد كلي آهسته، بازارهاي كاري به شدت تنظيم شده و سياستهاي محل كار حفظ شود، افزايش فرصتهاي شغلي را با وجود نياز اروپا براي افزايش جمعيت كار خود، دشوار خواهد كرد.
هنگامي كه اين عوامل با تبعيض كاري و معايب آموزشي تركيب ميشوند، احتمالا مسلمانان زيادي را در شرايط كاري با دستمزد كم محدود ميكند و اين امر شكافهاي قومي را عميق ميكند.
با اين كه قشر قابل ملاحظهاي از مسلمانان منسجم وجود دارد، اما شمار در حال افزايشي از آنان وجود دارند كه حس از خودبيگانگي، شكايت و بيعدالتي دارند و احتمالا به جدايي در مناطقي كه خاص فرهنگ مسلمانان و اعمال مذهبي است، ارج مينهند.
گرچه بعيد است انجمنهاي مهاجران تا سال 2025 نمايندگي پارلماني كافي براي اعمال دستور كارهاي سياست داخلي و خارجي به دست آورند، موضوعات مربوط به امور مسلمانان به كانون فزاينده توجه تبديل خواهد شد و شكل دهنده صحنه سياسي اروپا ميشود. تنش اجتماعي و سياسي موجود درباره انسجام مسلمانان احتمالا سياستگذاران اروپايي را به طور فزايندهاي به واكنش داخلي بالقوه سياستهاي خارجي براي خاورميانه حساس ميكند كه اين امر شامل در كنار آمريكا قرار گرفتن به صورت بسيار نزديك در سياستهايي است كه طرفداري از اسرائيل تلقي ميشود.
فصل 3
بازيگران جديد
تا سال 2025، آمريكا، خود را در جايگاهي خواهد يافت كه يكي از بازيگران مهم در صحنه جهاني است، اگر چه هنوز قدرتمندترين آنهاست.
بر اساس يك مدل "آيندگان بينالمللي" كه توليد ناخالص ملي، بودجه دفاعي، جمعيت و فناوري براي كشورهاي خاص را ميسنجد، نفوذ سياسي و اقتصادي نسبي بسياري از كشورها تا سال 2025 تغيير خواهد كرد.
از لحاظ تاريخي، نظامهاي چندقطبي در حال ظهور بيثباتتر از نظامهاي دوقطبي يا حتي تكقطبي بودهاند بگونهاي كه قدرت متنوعتر و در حال رشد بيشتر كشورها، حاكي از پيوستگي و كارايي كمتر براي نظام بينالمللي است.
اكثر قدرتهاي در حال ظهور خواستار ابراز وجود بيشتري هستند و در كنار بسياري از كشورهاي اروپايي، بر سر انديشه حق سلطهگري يك قدرت مناقشه خواهند داشت.
عامل بالقوه پيوستگي كمتر و بيثباتي بيشتر نيز توسط كاهشهاي نسبي بيشتر در قدرت ملي اروپا و ژاپن پيشنهاد شده است. با اين كه عقيده داريم فرصتهاي خوبي هستند كه چين و هند به رشد خود ادامه دهند، اما ترقي آنها تضمين شده نيست و نيازمند غلبه بر موانع بزرگ اقتصادي و اجتماعي خواهد بود.
به اين دليل، چين و هند احتمالا از درون متمركز باقي ميمانند و ثروت سرانه به طور اساسي از اقتصادهاي غرب در دوره منتهي به سال 2025 و فراتر از آن عقب خواهد بود. افراد در اين نيروهاي محرك اقتصادي در حال ظهور احتمالا هنوز هم نسبت به افراد ساكن در غرب احساس فقر ميكنند با اين كه توليد ناخالص ملي انبوه آنها به طور فزايندهاي از برخي دولتهاي غربي پيش است.
ممكن است براي روسيه ماندن در رده بالايي كه از زمان قابل توجه تجديد حيات آن در اواخر دهه 90 ميلادي و بخش اوليه قرن بيست و يكم قرار داشته، دشوار باشد. علم آمار همواره قطعي نيست اما تنوع بخشيدن به اقتصاد با اين هدف كه روسيه بتواند جايگاه خود پس از تحولات جهاني را به دور از وابستگي به سوخت فسيلي حفظ كند، بر چشماندازهاي طولاني مدت آن تمركز خواهد داشت. اروپا و ژاپن نيز با چالشهاي آماري روبرو خواهند بود بگونهاي كه تصميماتي كه اكنون اتخاذ شده احتمالا مسيرهاي طولاني مدت آنها را تعيين ميكند.
با اين كه افزايش <جمعيت> هيچ كشوري نميتواند با تاثير افزايش كشورهاي پرجمعيتي مانند چين و هند برابري كند اما كشورهاي ديگري مانند ايران، اندونزي و تركيه كه از لحاظ اقتصادي در شرايط بالقوه بالايي قرار دارند نيز ميتوانند نفشهاي مهم فزايندهاي در صحنه جهاني و بويژه براي ايجاد الگوهاي جديد در جهان اسلام ايفا كنند.
"كشورهاي انگشت شماري در 15 تا 20 سال آينده بيشتر از چين بر جهان تاثيرگذار خواهند بود."
رشد كشورهاي تاثيرگذار: چين و هند
چين: با ضربههاي بالقوه در مسير رشد خود مواجه است. كشورهاي انگشت شماري در 15 تا 20 سال آينده بيشتر از چين بر جهان تاثيرگذار خواهند بود. در صورتي كه روندهاي كنوني ادامه يابد، چين تا سال 2025 دومين اقتصاد بزرگ دنيا و يك قدرت نظامي مطرح خواهد بود. اين كشور همچنين ميتواند بزرگترين وارد كننده منابع طبيعي و حتي از حال حاضر نيز بيشتر جهان را آلوده كند.
* در صورتي كه چين به يك رقيب همشان تبديل شود كه از لحاظ نظامي و همچنين اقتصادي و انرژي قدرتمند باشد منافع امنيتي و اقتصادي آمريكا ميتواند با چالشهاي جديد روبرو شود.
با يقين زياد ميتوان گفت كه سرعت رشد اقتصادي چين آهسته خواهد شد يا حتي پسرفت خواهد داشت، حتي با وجود اصلاحات اضافي كه فشارهاي اجتماعي ناشي از اختلافات فزاينده درآمدي، يك شبكه تامين اجتماعي فرسوده، قوانين تجاري ضعيف، تقاضا براي انرژي خارجي، فساد مداوم و تخريب محيط زيست را مورد خطاب قرار ميدهد.
هر كدام از اين مشكلات ممكن است در انزوا قابل حل باشد اما اين كشور ميتواند با يك "طوفان تمام عيار" مورد هدف قرار دهد، درصورتي كه بسياري از اين <مشكلات> نيازمند توجه در زمان واحد هستند.
حتي اگر دولت چين بتواند تمام اين مسايل را تحت پوشش قراردهد، توانايي تضمين سطوح بالاي اجراي اقتصادي را نخواهد داشت. بيشتر رشد اقتصادي چين به صورت داخلي ادامه خواهد يافت، اما بخشهاي كليدي بر بازارها، منابع و فناوري خارجي و همچنين شبكههاي توليد جهاني شده تكيه خواهد كرد. در نتيجه، سلامت اقتصاد چين توسط اقتصادهاي ديگر بويژه آمريكا و اروپا تاثير خواهد پذيرفت.
رهبران چين در مواجهه با اين چالشها بايد آزادي لازم براي حفظ رشد اقتصادي را - كه براي تحمل عمومي انحصاري بودن قدرت سياسي حزب كمونيست ضروري است- عليه محدوديتهاي لازم براي حفظ اين انحصار حفظ كنند. احتمال ميرود كه حزب كمونيست و موقعيت آن در مواجه با تغييرات اجتماعي واقتصادي بسيار زياد دستخوش دگرگونيهاي بيشتري شود. در واقع رهبران حزب كمونيست آزادانه درباره لزوم يافتن راههاي جديد براي حفظ مقبوليت عمومي نقش برتر اين حزب صحبت ميكنند. با اين همه، تاكنون اين تلاشها علني نشده تا شامل آزادي اين نظام براي انتخابات و مطبوعات آزاد شود. علاوه بر اين براي تحمل "طوفان تمام عيار"ي كه در بالا به آن اشاره شد، ما فشارهاي اجتماعي كه دموكراسي واقعي را در چين تا سال 2025 اعمال كنند پيشبيني نميكنيم. همان طور كه گفته شد، اين كشور ميتواند به سوي تكثرسياسي بيشتر و دولت پاسخگوترحركت كند.
با اين وجود رهبران چين ميتوانند با دستيابي به رشد قابل ملاحظه بدون به خطر انداختن انحصار سياسي حزب به مانند سه دهه گذشته به مديريت تنشها ادامه دهند. هر چند يك ركود اقتصادي طولاني ميتواند تهديد سياسي جدي به همراه داشته باشد، اما دولت چين به منحرف كردن انتقادهاي عمومي با مرتبط دانستن مداخله خارجي اشكال تلخ تر و بيگانهگريزتر مليگرايي چيني روي ميآورد.
* از لحاظ تاريخي مردمي كه با استاندارهاي زندگي در حال افزايش عادت كردهاند هنگامي كه انتظارات آنها برآورده نشود با عصبانيت واكنش نشان ميدهند و تعداد كمي به مانند مردم چين پيشينه چنين انتظارات بالايي را داشتهاند.
* جايگاه بينالمللي چين تا حدي بر اساس محاسبات خارجي است كه آن را "كشور آينده" معرفي كرده است. در صورتي كه خارجيها با اين كشور با احترام كمتري رفتار كنند، حس مليگرايي چيني با عصبانيت پاسخ خواهد داد.
هند: افزايشي پيچيده.
طي 15 تا 20 سال آينده، رهبران هند براي رسيدن به نظام بينالمللي چندقطبي با دهلينو به عنوان يكي از اين قطبها و به عنوان يك پل سياسي و فرهنگي بين چين در حال گسترش و آمريكا خواهند كوشيد. اطمينان بينالمللي در حال افزايش هند، به طور مقدماتي از رشد اقتصادي و ركورد آماري موفقيتآميز آن سرچشمه گرفته كه اكنون دهلينو را به سوي مشاركت با كشورهاي زيادي سوق ميدهد. با اين همه اين مشاركتها با هدف افزايش استقلال هند هستند نه متحد كردن اين كشور با هر كشور ديگر يا ائتلاف بينالمللي.
احتمالا هند به رشد اقتصادي نسبتا سريع خود ادامه خواهد داد. با اين كه هند با كمبودهاي مداومي در زير ساخت داخلي، نيروي كار ماهر و توليد انرژي خود روبرو است، اما انتظار داريم كه اين كشور به سرعت طبقه متوسط، جمعيت جوان، اتكا كاهشيافته به كشاورزي و پساندازهاي داخلي بالا و ميزان سرمايهگذاري را براي به جلو راندن رشد اقتصادي مداوم خود، افزايش دهد.
رشد اقتصادي تاثيرگذار هند در 15 سال گذشته شمار مردمي را كه در فقر مطلق زندگي ميكردند كاهش داده است اما شكاف در حال رشد ميان طبقه ثروتمند و فقير به يك موضوع سياسي مهمتر تبديل خواهد شد. ما بر اين باوريم كه مردم هند تعهد بيشتري به دموكراسي خواهند داشت اما دولت اين كشور ميتواند متفرقتر و تحريكپذيرتر شود، با نيروي ملي كه با ائتلافهاي سياسي بعدي سهمي است.
احتمالا انتخابات آينده موضوعات چندگانهاي خواهند بود كه شامل ائتلافهاي نامناسب با الزامات هستهاي است. بعيد است مسير كلي سياستگذاري اقتصادي هند تغيير يابد اما سرعت و ميزان تغيير نوسان خواهد داشت. ناآراميهاي منطقهاي و قومي كه هند را از زمان استتقلال اين كشور آسيب زده است احتمالا ادامه يابد اما اين ناآراميها وحدت هند را تهديد نخواهد كرد. ما ارزيابي ميكنيم دهلينو مطمئن باقي خواهد ماند كه ميتواند جنبش جدايي طلب كشمير را تحت كنترل درآورد. با اين همه هند احتمالا ناآرامي و بيثباتي افزايشيافتهاي را در بخشهاي مختلف به دليل توانايي در حال افزايش جنبش مائوييستهاي كمونيست تجربه خواهد كرد.
رهبران هند به واشنگتن به عنوان يك حامي نظامي يا اقتصادي نمينگرند و اكنون بر اين باورند اوضاع بينالمللي چنين حامي را غيرضروري ساخته است. با اين همه دهلينو مزاياي روابط مطلوب با آمريكا را دنبال خواهد كرد و تا حدي نيز به عنوان يك مانع عليه هر گونه توسعه روابط خصمانه با چين به آن مينگرد. سياستگذاران هند به اين باور رسيدهاند كه سرمايه، فناوري و حسن نيت آمريكا براي تداوم رشد هند به عنوان يك قدرت جهاني ضروري است. آمريكا به عنوان يكي از بزرگترين مقصدهاي صادراتي هند باقي خواهد ماند، كه اين كليدي به موسسات مالي بينالمللي مانند بانك جهاني و وام دهي تجاري خارجي و بزرگترين منبع پرداختهاي پول خواهد بود.
پراكندگي هنديها [جمعيت هنديهاي مقيم خارج اين كشور كه تا حد زيادي داراي تخصصهاي فني بالا هستند] عاملي كليدي در تعميق روابط آمريكا و هند خواهد بود. به دليل آنكه دهلي نو محدوديت در تجارت و سرمايهگذاري را كاهش داده است، بازار هند براي كالاهاي آمريكايي به طور اساسي افزايش خواهد يافت. ارتش هند نيز تمايل خواهد داشت تا از روابط دفاعي گسترش يافته با واشنگتن سودمند شود. با اين همه رهبران هند احتمالا از روابطي كه ميتواند شبيه يك رابطه "همپيماني" باشد، اجتناب خواهند كرد.
ادامه دارد...
انتهاي پيام/و