گزارش ویژه - گفتوگو با زهرا جلیل ثانی، مدیرعامل شركت بازرگانی مجلسی زنان در برابر كار سختكوش و مسوولیتپذیر هستند
حدود 10 سال پيش به دليل حمايت از توليد ماشينآلات چاپ و بستهبندي و همچنين محدوديتهاي بينالمللي واردات ماشينآلات چاپ و بستهبندي به كشور محدود شده بود. در حال حاضر شرايط را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
در آن زمان دولت سياست حمايتي از توليد داخلي اين ماشينآلات را داشت ولي عملا متوجه شد كه پيشرفت در فضاي رقابتي امكانپذير است، بنابراين مجددا شرايط واردات فراهم شد و ما در آن زمان از واردات ماشينهاي ساده سلفونكشي دستي شروع كرديم. اين ماشينآلات از هند وارد ميشد و بسيار از آنها استقبال شد.
در حال حاضر نيز واردات اين ماشينآلات از سه كشور انگلستان، هندوستان و چين انجام ميدهم كه طي دو سال گذشته بيشتر واردات از چين صورت گرفت.
كيفيت محصولات چيني كه به ايران وارد ميشود، غالبا مطلوب نيست. شما عامل را چه ميدانيد؟
در ايران بعضي از سفارشدهندگان با هدف پرداخت بهاي كمتر، جنس نامرغوب را سفارش ميدهند و طبيعي است كه محصولات نامرغوب هم وارد بازار ميشود.
نحوه كار شما به چه صورت است؟
ما تنها شركتي هستيم كه خودمان خريدار را ساپورت مالي ميكنيم. البته بيش از آن كار مشاوره را انجام ميدهيم و نيازسنجي ميكنيم. به جرات ميتوانم بگويم كه درصد بالايي از صحافيهاي ايران را با تهيه دستگاههاي Finishing تجهيز كردهايم و در بسياري از موارد سايتها را راهاندازي كردهايم.
در سفري كه به اين كشور داشتيد و در بازديدهايي كه انجام داديد، چه عاملي را در رشد ناگهاني صنعت اين كشور موثر ارزيابي كرديد؟
من 13 سال پيش هم به اين كشور سفر كرده بودم ولي چين آن زمان با امروز قابل قياس نبود. به نظر من حمايتهاي جدي دولت از توليد، عامل نخست و شكوفايي خلاقيت مردم در اثر اين حمايتها عامل بعدي موفقيت چين است. عامل سومي هم بود كه شايد از نظر بسياري پنهان مانده باشد آن هم به كارگيري زنان جامعه در جاي جاي صنعت اين كشور است.من معتقدم كه در جهان امروز شانههاي ظريف جايي در عرصه تجارت ندارد و زنان ايراني نيز بايد بياموزند كه در برابر كار سختكوش و مسووليتپذير هستند.
شما به عنوان يك مدير پيشكسوت زن موانع رشد اجتماعي و اقتصادي زنان ايران را در چه ميبينيد؟
من مخالفم كه بگويم بايد به زنان ميدان داد. زنان ميتوانند خودشان ميدانداري كنند. در دنياي امروز هيچ جامعهاي نميتواند زنانش را به عنوان بازوي كار ناديده بگيرد؛ چراكه جامعه عقبمانده ميشود. جامعه ما يك جامعه سنتي است و شغل من به نظر شغلي مردانه است. اين يك واقعيت است كه در هيچ كجاي دنيا اين طور نبوده كه گرفتن حق آسان باشد. اما درباره موانع، نظر من اين است كه اين واقعيت دارد كه همه راهها باز نيست ولي زنان كمتر ديده و مطرح ميشوند. هيچ منع قانوني وجود ندارد ولي موانع عرفي است. زنان ناچار به رعايت چارچوبهايي هستند كه مردان نيستند.
همكاري دو وزارتخانه بازرگاني و فرهنگ و ارشاد اسلامي با بازرگانان را چه طور ميبينيد؟
وزارت ارشاد هر ساله روز ملي صنعت چاپ را كه روز 11 شهريور است با برگزاري همايشهايي جشن ميگيرد. اين اقدام خوبي است ولي متاسفانه در اين صنعت با وجود ورود طيف وسيعي از جوانان، هرگز جوانان از منظر داوران اين مراسم ديده نميشوند. اين موضوع شامل حال زنان هم ميشود. همواره پاسداشتها از تعداد محدودي افراد صورت ميگيرد كه سالهاي سال است نام آنها در اين صنعت تكرار شده است. من فكر ميكنم، اين سياست درستي نيست كه جوانان ناديده گرفته شوند. اين گلايهاي است كه من از اين وزارتخانه دارم و اينجا جاي مناسبي براي طرح آن است. اما درباره سوال شما، مجوزهاي ما براي واردات ابتدا از سوي وزارت ارشاد تاييد و سپس به وزارت بازرگاني ميرود.
اين صنعت يك صنعت فرهنگي است و بايد براي آن تسهيلات ويژهاي قائل شد. يكي از مهمترين مشكلات ما ارسال پول است كه از طريق گشايش اعتبار امكانپذير نيست. اين براي من جاي سوال دارد كه ما حجم بالايي از ارتباطات مالي و به خصوص واردات را از چين داريم ولي حتي يك شعبه بانك ملي در چين نداريم. وجود چنين شعبهاي ميتوانست در شرايط محدوديتهاي بانكي فعلي راهگشا باشد. امروز بسياري از تاجران كم و بيش مشكلات بانكي خود را از طريق معدود بانكهاي خصوصي مرتفع ميكنند. در خواست جدي من اين است كه اين امكان را به فعالان اين حوزه فرهنگي بدهند كه كار تجارت خود را بدون انتقال ارز انجام بدهند. ما ناچار هستيم براي انجام مبادلات مالي يا پولمان را در جيبمان بگذاريم و برويم از كشور مقصد خريد كنيم يا دست به صادرات مقطعي بزنيم در حالي كه كار ما صادرات نيست.
آيا تغييرات تعرفهاي نيز داشتهايد؟
خير- تعرفه ما همان چهار درصد است ولي تغييرات هزينهاي داشتيم كه به دليل نوسان ارز بود. قبلا كه دلار از سبد ارزي حذف بود گفتند با يورو كار كنيم و ما هم چنين كرديم با اينكه قيمت يورو بالا بود. ولي در زماني كه بانكها تحريم شدهاند تاجران دوباره به دلار روي آوردهاند. اما موضوعي است كه وزارت ارشاد نيز بايد به آن توجه ويژهاي داشته باشد و آن هم حمايت از ضعيفترين قشر صنعت چاپ تا صحافي است. وزارت ارشاد حمايتهاي خود را به چاپخانهها متمركز كرده است و از صحافيها غافل مانده، در حاليكه صحافيها به دليل ناتواني مالي نياز به تجهيز و تسهيلات دولتي دارند. من پيشنهاد ميدهم كه دولت فعالان اين صنف را منسجم كند و تمركز خود را بر توسعه اين صنف و همچنين بر توسعه بستهبندي بگذارد. بستهبندي ايران با ضعف بسياري مواجه است و اين موضوع تاثيرات منفي قابل ملاحظهاي به صادرات كشومان گذاشته است.
تاسيس يك صندوق حمايتي و يك تعاوني ميتواند راهحلي عملي براي حمايت از اين صنف باشد. بسياري از جوانان چه زنان و چه مردان در اين صنف مشغول كارند و نياز به حمايت جدي دارند. دولت بايد عرصه حمايت خود را وسيعتر كند و نگاهي به فارغالتحصيلان اين رشته بياندازد. متاسفانه دانشجويان صنعت چاپ در عرصه عمل ناتوان هستند و تنها از لحاظ تئوري تقويت شدهاند. دليل هم نداشتن لابراتوار به روز براي گذراندن واحدهاي عملي است.
در اين زمينه من مايل هستم كه فضايي را براي آموزش دانشجويان تجهيز كنم و به اين منظور نيازمند حمايت دولت هستم تا مكان مناسبي را در اختيار بگذارد.