پیرو بحران "اقتصاد جهانی"
بحران اقتصادی امروزی کشور های سرمایه داری نتیجه سیاست غیر اخلاقی و وحشیانه اقتصادی نئولیبرال ها است که برای بدست آوردن حداکثر سود دولت را بکنار گذاشتند و امور اقتصادی را در اختیار بانک ها و دلان بورس قرار دادند. به همین علت نیز دولت های کشور های سرمایه داری سعی دارند با دخالت در امور بانکی و کمک مالی به این نهاد های اقتصادی از شدت گرفتن بحران جلوگیری و در امور اقتصادی دخالت کنند. دولت بعنوان موتور اقتصاد و رهاننده از بحران ؟. چرا که نه... با تئوری دولت هگل ( اخلاق ) و نه با ایده های انقلابی مارکس ( قتل و کشتار ) می توان امروزه بحران اقتصادی را پشت سر گذاشت.
از فلسفه تاریخ
مجید زهری: پرسش این است که " کدام دولتها قرار است در امور اقتصاد جهانی دخالت کنند و بر آن کنترل داشته باشند؟" چین و ژاپن که بر اقتصاد خود نظارت دارند. اروپای غربی نیز سیستمی ساخته است به نام "اروپای واحد" که قصدی جز بیشتر مکانیزهکردن اقتصاد و حجیمترکردن سرمایهی خود ندارد (در رقابت با آمریکا). پس اینجا میماند مولد اصلی جهان اقتصاد یا جهانیکنندهی اقتصاد یعنی آمریکا.
من معتقدم تمام روضههایی که اروپاییها اینروزها بر مزار بحران اقتصاد جهانی میخوانند، برای زنجیرکردن دستوپای اختاپوس اقتصاد امریکاست و بس. آنان میخواهند در معادلات اقتصاد جهانی بیشتر سهم بگیرند و موثرتر حضور داشته باشند. ترس آنها بیش و پیش از هر چیز، از آیندهی خود است.