ایران؛ نماد بازگشت به عقب فوتبال آسیا
بازی ایران با آذربایجان را دیدم. ایران با یک گل حریف را شکست داد، اما آنچه مشخص بود حرکت کند توپ بر روی زمین، فوتبال ایستا و ساکن، تعداد کم پاسهای کوتاه متوالی، دوندگی کم بازیکنان و حرکت بدون توپ کمتعداد بازیکنان ایران بود. در همین جا باید آنچه را در جام ملتهای اروپا دیدیم به یاد آوریم و این که فوتبال ما فاصله زیادی با فوتبال روز دنیا دارد. جالب اینجاست که دیگر تیمهای آسیایی نیز همین مشکلات را دارند و به نظر نمیرسد فوتبال آسیا بتواند خود را به فوتبال روز دنیا نزدیک کند. فوتبالی که به زودی در انحصار اروپاییها قرار خواهد گرفت و از دیگر قارهها تنها تیم ملی آرژانتین فوتبالی در حد اروپاییها ارائه خواهد داد. متأسفانه در چنین شرایطی مربی تیم ملی با قدرتطلبی انحصارطلبانه خود مسائل حاشیهای را وارد فوتبال ما میکند. علی دایی راهی را آغاز کرده است که مایلیکهن هم آغاز کرده بود، ولی چنان از جوانگرایی در تیم ملی سخن میگوید که گویی مبدع چنین رویکردی او بوده است. همه ما به یاد داریم که مایلیکهن فرهاد مجیدی 17 ساله را به تیم ملی دعوت کرد یا آن پنالتی مشهور را به داریوش یزدانی 18 ساله داد. بنابراین چندان هم نمیتوان علی دایی را مبدع جوانگرایی دانست. به خصوص در شرایطی که وی همواره اشاره دارد به استفاده از رضایی در خط حمله، در حالی که فراموش میکنیم به یاد غلام پیروانی باشیم که رضایی و رحمتی و معدنچی و ستار زارع را به عنوان پشتوانه تیم ملی ساخته است.