رنجهای زندگی را همانقدر دوست دارم که شادیهایش را
وبلاگ "سيل سيال خيال "
+
زندگي پر از انديشههاي طولاني است. انديشههايي که به زندگي معنا ميدهند. زندگي پر از آدمهايي است که هر کدام مسيرشان باهم فرق دارد، چون انديشههايشان باهم متفاوت است.
افسار انديشههاي من، زندگي را به يک سمت ميکشد، زندگي ديگري را به سمتي ديگر. شايد براي همين است که من ميروم به انزواي خويشتن و ديگري نيز هم.
در زندگي، گاها آدمهايي را دوست داشتم که انزوايشان با من فرسنگها فرق داشته.
راست ميگويد جبران خليل جبران:
"مردمان به خاطر آنکه همانند همند يا به خاطر آنکه به تمامي باهم متفاوتند، يکديگر را دوست دارند."
زندگي گاه آنقدر شادي به آدم ميبخشد که آدم به گريه ميافتد و گاه آنقدر رنجت ميدهد که به خنده ميافتي. براي همين من رنجهاي زندگي را همانقدر دوست دارم که شاديهايش را.
براي برخي اما زندگي به گونهاي ديگر است. براي بعضيها سراسر رنج و بعضي ديگر سراسر شادي. اين دو دسته هيچ وقت زندگي نميکنند، فقط از ميان زندگي ميگذرند. از ميان روزهاي سراسر شادي يا روزهاي مطلقا رنج آلودشان. اينها زندگيشان همواره همانگونه جريان دارد که از ابتدا جريان داشته است.