ترس را در حریم دریایی دلمان راه ندهیم
وبلاگ" باورهاي استوار "
ميتوان با تصميم، اراده، تلاش، اختيار،انتخاب و باور به سرنوشت مطلوب برسيم تا آنکه هيچ امر نامطلوبي ما راتسخير نکند.
در آغاز هر کاري بايد برنامهريزي کنيم تا اينکه به يک نقطهقابل قبولي برسيم و بکوشيم آن را مورد ارزيابي منطقي قرار دهيم و شناختکافي از استعدادهاي فردي و همچنين محدوديتهاي خود داشته باشيم و بهطورناخواسته خود را به دليل عدم چنين شناختي سرزنش نکنيم.
تاحد ممکن از توانمنديها واستعدادهاي فردي خود در جهت پيشبرد اهدافمتعالي مان استفاده کنيم وهيچگاه حقيقت نهان را قرباني واقعيت ظاهرينکنيم. هرگاه هدف انتخابي براي ما يک هدف والا باشد براي رسيدن به آن بايدحرکت متعالي داشته باشيم و در حرکتمان بايد واقعتهاي محسوس پيرامون خويشرا به عنوان ابزاري براي دستيابي به هدف بشناسيم و رابطهاي منطقي ميانهريک از واقعيتها برقرار کنيم تا براي رسيدن به نتيجه مطلوب به کمک مابشتابند.
ترس را به عنوان فاکتوري باز دارنده در حريم دريايي دلمان راه ندهيم، تاآن که دلهرهاي ايجاد کند و گامهاي استوارمان را سست گرداند. براي رسيدنبه هدف هميشه بايد از فاکتور نيرو بخش اميد برخوردار بود (اميدمان را بهخاطر موانع موجود از دست ندهيم) چراکه از بين رفتن اميد يعني مرگ هدف وباور. به عشق ايمان بياوريم، چراكه سبب زيباتر شدن راه ميگردد و معتقدشويم به اينکه فرد عاشق ميتواند در راه زيبا قدم بگذارد و به عنوان يکعاشق از خودپسندي دوري گزينيم تا تعلق خاطري نداشته باشيم که سبب ضايع شدنفضايل اخلاقي شود.
با کلمه (هرگز) خود را بيگانه کنيم. يعني در ذهن خود جمله (هرگز نخواهمرسيد) را به حداقل برسانيم و به موانع پيش رو بگوييم (هرگز قادر به دورکردن ما از اهدافمان نخواهد بود) تا آنکه با اين نگرش به توانمنديها وارادهمان که خط بطلان ميکشاند به هر مانعي ايمان بياوريم و با ايمان بهتوانمنديمان به خود پيش از پيش مسلط ميشويم. در پايان راهي کهبرگزيدهايم به روشني خواهيم ديد.
فردي که به نهايت خودباوري ميرسد خود را باور ميکند و با آغوش باز بهاستقبال قابليتها ميرود. بر کليه محروميتها و محدوديتها خط بطلانميکشد و پايان راه را به روشني ميبيند؛ با برخورداري از اين همهموهبتها سرنوشت مطلوبي را براي خويشتن رقم خواهيم زد.
افکار کهنه و غيرقابل مصرف را از خود دور کنيم و بکوشيم افکاري متعارف بانيازمان را جايگزين آن کنيم تا دچار سرنوشت تحميلي نشويم وهيچ امرنامطلوبيمغلوبمان نکند تا آن که بتوانيم هميشه غالب به سرنوشت خويش باشيم.اگراحساس كرديم راهي را که برگزيدهايم همسو با زندگيمان نيست سعي کنيممايوس نشويم و هراسي به دل راه ندهيم و بکوشيم تا قلبمان با ذهنمان وارادهمان با حرکتمان و باورمان همسو گردد تا با برخورداري از اينموهبتها خود را با شرايط موجود و با دنياي پيرامونمان تطبيق دهيم تا بههدف خود که همانا ثروت واقعي فرد انتخابگر است دسترسي پيدا کنيم.