از این باد و هوا بگذر، هوایش شور و شر دارد
بیست ساله که این شعر رو می شنوم و هیچ وقت به معنی اش فکر نکردم. دلا نزد کسی بنشین، که او از دل خبر داردبه زیر آن درختی رو، که او گل های تر دارددر این بازار عطاران مرو هر سو چو بی کارانبه دکان کسی بنشین که در دکان شکر داردتو را بر در نشاند او به طراری که میآیدتو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد نمی دونم در چند دکان رفتم چو بیکاران. بر در جاهایی نشستم که دو در داشته. این شعر رو دوست دارم ولی فکر نمی کنم در بیست سال بعدی ام هم تغییری ایجاد کنه.