نگاه سه برنامه موثر برای بخش مسكن
زماني که فرصت زماني محدودي داشته باشيم، براي تقاضاي بالقوه برنامهريزي مسكن را انجام ميدهيم و براي جلوگيري از افزايش قيمت تا انتهاي برنامهريزي نياز به فرصت يك تا يكسال و نيم داريم در اين صورت برنامهريزي را براي تقاضاي بالقوه انجام ميدهيم در غير اين صورت حتما در مسكن بايد برنامهريزي براي تقاضاي بالقوه باشد.براي خارج كردن متقاضي بالقوه از ميدان تقاضا، راهكارهاي مختلفي نظير انتشار اوراق مشارکت و جمع کردن سرمايهها، کاهش قدرت خريد مردم، عدم تزريق وام و راهکارهايي از اين دست وجود دارد. اين روش براي زماني كاربرد دارد كه تنها براي تقاضاي بالقوه برنامهريزي ميكنيم و قدرت خريد متقاضي را پائين نگه ميداريم تا قيمت مسكن افزايش پيدا نكند. زيرا افزايش قيمت مسكن برنامهريزي ما را در محاسبات قيمت براي توليد (در آينده) دچار اختلال ميكند. براي ثابت نگه داشتن قيمت مسکن، اين گونه فرض ميکنيم كه يك سال بعد ميخواهيم توليدي خاص را به بازار عرضه کنيم. بنابراين در اين زمان برنامهريزي ميكنيم، در ايران تا به حال تنها در چندين مرحله اين كار انجام شده است. يعني تقاضاي بالقوه را به وسيله روشهاي مختلفي مانند انتشار اوراق مشاركت و جلوگيري از دادن وام، پائين نگه داشتهاند و به طريقي قدرت خريد را از بخش مسكن كاهش دادهاند اما به دنبال آن هيچ برنامهاي براي افزايش توليد ارائه نشده است. هر راهكار اقتصادي كه در اين بخش ارائه ميشود به اين منظور است كه نقدينگي مردم يا به طور کلي نقدينگي را كاهش دهد. به طور مثال جلوگيري از انجام معاملات، انتشار اوراق مشاركت براي ديگر پروژهها و جلوگيري از واگذاري وام از جمله راهکارهايي است که به طور عمده به کار ميروند. اين روشها باعث ميشود كه نقدينگي در اين بخش كاهش پيدا كند.
هنگامي که نقدينگي در بخش مسكن كاهش پيدا كند قيمت مسكن ثابت ميماند و اين يعني قرار گرفتن در دوران ركود. بهرغم تقاضاي بالقوه انبوه، قيمت مسكن در دوران ركود رشد خاصي نميكند و به تعبيري ميتوان گفت که ثابت ميماند كه دليل اين مساله نبود تقاضاي موثر در بازار است.
* عضو هياتعلمي دانشگاه تهران
منبع: ايسنا