المپیك بی مدال
المپيك بي مدال
در حالي كه 4 روز از رقابتهاي المپيك مي گذرد كشورمان همچنان بدور از برق مدالهاي رنگارنگ تنها با حسرت به جدول توزيع مدالها مي نگرد. واقعيت گوياي آن است كه المپيكها بهترين ميدان جهت ارزيابي توانمنديهاي ورزشي يك كشور و عملكرد چهار ساله آن هستند. گرچه سيستم ورزشمان اينبار با كسب 55 سهميه پيش از آغاز رقابتها تا حدي نسبت به ادوار قبل خودنمايي نمود اما آغاز رقابتها خبر از همان روند هميشگي دارد، چيزي كه مسئولين بر خلاف ديدگاه صاحبنظران از بيان آن طفره مي رفتند. چشم دوختن به تك مهره هاي ورزش انفرادي كشتي و و وزنه برداري و چند قهرمان تكواندو و جودو نمي تواند دردي را از ورزش ما دوا نمايد. براستي ورزش ما سالهاست كه بيمار است، بيمار مديريت سردرگم و بي تخصصي كه آن را احاطه نموده.
به ياد مي آورم دوستي در سفر ورزشي 7-6 سال قبل خود به چين و درست در زماني كه پكن به عنوان ميزبان المپيك 2008 برگزيده شده بود، پس از بازديد از اماكن ورزشي پكن نقل مي كرد، پس از مشاهده تمرين كودكان ژيمناستيك كار چيني مربي تيم با اعلام اسامي كودكان در حال تمرين خواست تا نام ايشان را به خاطر بسپاريم زيرا آنها قهرمانان و صيادان مدالهاي المپيك پكن خواهند بود. شايد سخت باشد بازگو كردن خاطرات بازيهاي آسيايي 74 تهران و زمانيكه چيني ها براي نخستين بار در بازيها حاضر شدند و پس از قهرمانان ورزشي كشورمان جاي گرفتند. اما امروز در رده بندي مدالها ايشان بالاتر از 200 كشور حاضر بخصوص ابرقدرتهاي ورزش جهان، آمريكا و روسيه ايستاده اند و اين سواي پيشرفتهايي است كه از لحاظ اقتصادي و فرهنگي در اين كشور پر جمعيت رخ داده. جالب آنكه مجموع طلاهاي چيني ها در همين 4روز (13 مدال طلا)، بيش از 10 مدالي است كه كشورمان از المپيك 1948 لندن تاكنون كسب نموده!
و ما همچنان سرگرم ساخت و ساز و كندن از كنار سازمان ورزشمان هستيم و مردان بي تخصص ورزشمان نيامده عنوان پدري آنرا تصاحب مي كنند! بر اين ورزش بايد گريست!
و بخوانيد صاحبان المپيك