این پیروزی هم مبارک باشد!
کشورهای دیگر را نمیدانم، اما برای ایران، "اپوزیسیون" به معنای گروهی افراد مالیخولیایی است که بیمارگونه انتظار میکشند تا یک نارسایی یا مشکل ناچیز در داخل مملکت ایجاد شود و با تمام قدرت و قوای خود، آن را در بوق و کرنا کنند و یک آبروریزی بینالمللی به بار بیاورند. این افراد که نه قصد اصلاح امور را دارند، نه دلشان برای این کشور و انقلاب میسوزد و نه ذرهیی صداقت در وجودشان هست، فقط منتظر مشکلات، سیل، زلزله، تصادف، آتشسوزی و اگر اینها نبود، منتظر اظهار نظر مسوولان میمانند تا از لابهلای کلمات و سخنان آنها، سوژهیی برای لودگی و خردهگیری پیدا کنند. اگر در اظهارات مسوولان هم مشکلی پیدا نشد، به مسایل تاریخی و دینی برمیگردند و خلاصه اینکه همیشه برای مسموم ساختن اوضاع و ناامید کردن مردم از آینده، آمادگی دارند. حالا تصور کنید چه قدر لذتبخش و دوستداشتنی است وقتی یک موفقیت و گشایش بینالمللی عظیم برای کشور مورد علاقهی شما اتفاق میافتد و اپوزیسیون، سکتهی ناقص میکند و چانهاش کج میشود و به هذیانگویی میافتد! کاری نداریم که در کشور ما، هر روز یک فتح علمی، اقتصادی یا فرهنگی جدید روی میدهد و برای بعضیها صرف نمیکند که این توفیقات را ببینند، اما وقتی عظمت و گیرایی یک موفقیت، آنقدر فراوان باشد که هیچ اپوزیسیون و معاندی نتواند آن را انکار کند، آدم فقط دوست دارد شادی کند و از زندگی لذت ببرد! اپوزیسیون امروز، مانند گروهک تروریستی منافقین است که 15 سال پیش، با سلاحهای گرم به جنگ هموطنان و برادران خود آمدند تا قدرت را به دست بگیرند و امروز تنها اسلحهشان عوض شده. امروز که کشورمان بیش از هر زمان به همدلی، استقامت، معنویت و مجاهدت نیاز دارد، متاسفانه میبیند که عدهیی از فرزندان خیانتکارش از آن سوی آبها و مرزها، شمشیر دشمنی را برایش از رو بستهاند و این یعنی کشتن همهی ارزشها، افتخارات و همدلیها... مسابقات المپیک به عنوان یک میعادگاه بینالمللی که پیام صلح، دوستی و محبت ملتهای دنیا را به یکدیگر میدهد، علاوه بر اینکه بزرگترین رقابت ورزشی بینالمللی است، فرصتی برای فرهنگسازی جهانی و اصلاح دیدگاهها به شمار میرود و دولتها بسیاری از اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را از این طریق دنبال میکنند. اینکه میگویند "هنر نزد ایرانیان است و بس"، یک واقعیت ثابت شده است و مسوولان کمیتهی ملی المپیک ایران با مشاوره و درایت دولتمردان، بر آن صحه گذاشتند و اقدامی تاریخی انجام دادند که علاوه بر آچمز کردن دوبارهی اپوزیسیون، رسانههای جهانی را نیز در کما فرو برد و ابتکاری دیگر از نوآوریهای خلاقانهی ایرانی را رو کرد که علیالحساب تا نوبت بعدی، در صدر اخبار رسانههای جهان است. قرار گرفتن پرچم پرافتخار و جاودانهی جمهوری اسلامی ایران بر دوش هما حسینی، بانوی قایقران ایرانی که نخستین سهمیهی ورزش بانوان جمهوری اسلامی ایران در کاروان 55 نفرهی کشورمان را کسب کرد، علاوه بر اینکه تعجب خبرنگاران بیبیسی، رویترز، شین هوا، یاهو نیوز، یورونیوز و هزاران سایت خبری دیگر را جلب کرد، برای میلیاردها بینندهی تلویزیونی، حامل این پیام بود که حقوق زنان در جمهوری اسلامی ایران، یک اصل جاودانه و ابدی است که به آنها شخصیت، هویت و باورمندی جهانی میدهد. خوشبختانه بعد از برچیده شدن بساط رژیم ستمشاهی، زنان ایرانی از یک کالای تجاری و ابزار عیش و نوش کاخ نشینان در حرمسراهای پهلوی، به انسانهایی موقر و قابل احترام تغییر کردند که یک روز پس از دیگری، بر موفقیتهای جهانیشان افزوده شد و ورزش به عنوان یک نماد، مهمترین آنها بود. نخستین مدالهای جهانی ورزشکاران بانوی ایران، پس از انقلاب اسلامی به دست آمد و نسیم حسنپور، بانوی ورزشکاری بود که در المپیک 2000 سیدنی، برای نخستین بار در طول تاریخ برای بانوان ایرانی، سهمیهی المپیک کسب کرد. خلاصه اینکه غافلگیری عظیم حمل پرچم ایران توسط یک بانوی ورزشکار، شکستی عظیم برای همهی ضدایرانیها، رسانههای بیگانه و اپوزیسیون خارج از کشور بود که برجک خیلیها را زد و نشان داد که ایران اسلامی، همان ابرقدرت تاریخی 2500 سال پیش است با این تفاوت که امروز، تاج افتخار "اسلام" را بر سر دارد و به این افتخار جاودانه میبالد. علاوه بر همهی اینها، حجاب موقر و زیبای هما حسینی و سایر اعضای کاروان 55 نفرهی ایران که از قضا بزرگترین کاروان ورزشی المپیک ایران در طول تاریخ است، باعث شد تا روزنامهی چینا دیلی سکوت را بشکند و لباس رژهی روز نخست ورزشکاران کشورمان را به عنوان زیباترین و خوشرنگترین لباس از میان 11 هزار و 500 ورزشکار انتخاب کند. مبارک باشد.