چوب سوز؛ تقليدى كوچك از هنر خدا
وحيد حاجى خانىمتولد است در يكى از كوچه باغ هاى شميران، با اين كه دانش آموخته رشته معمارى است و از اين راه امرار معاش مى كند اما نقاش است. نقاشى را با تكنيك و روش خودش دوست دارد. با دغدغه هاى ذهنى اش. دغدغه هايى كه بر محور موضوعاتى مانند شناخت خدا، اين جهان و هنر و معمارى دور مى زند. مى گويد: «از دوران ابتدايى تا به امروز نقاشى بهترين دوست و همدم من بوده است. من با نقاشى حرف مى زنم. فرياد مى كشم و احساس زنده بودن مى كنم و در انتها به آرامش مى رسم.»از زمان برگزارى اولين نمايشگاه او در تهران با تكنيك ماژيك تينرى سال مى گذرد و در اين سال ها كشورهايى چون امريكا، كانادا، كويت و بنگلادش ميزبان آثار او با تكنيك هايى چون آبرنگ، چوب سوز و آبرنگ روى برگ بوده اند. برگزارى آثار چوب سوز او در موزه رضا عباسى با عنوان «نگاهى متفاوت به طبيعت ايران» با گذشت يك هفته از برپايى آن و فراغت از نمايشگاه بهانه اى بود كه به ديدار او برويم. با توجه به تكنيكى كه در كارهايتان به نام چوب سوز است، چگونه به سوژه هاى جديد مى رسيد و آنها را كشف مى كنيد در تمام نمايشگاه هايى كه در دوره هاى مختلف داشتم هميشه دفترچه اى به عنوان دفترچه نظرخواهى در نمايشگاه قرار مى دهم تا مخاطبان نظرها و پيشنهادهاى خود را در آن بنويسند. با تمام شدن هر نمايشگاه، يادداشت ها مورد بررسى و ارزيابى قرار مى گيرند كه در واقع اين ارزيابى به نوعى يك كار تحقيقاتى به حساب مى آيد و به واسطه آن با ايده ها و طرح هايى روبه رو مى شوم كه زمينه كارهاى ديگر را فراهم مى كند. با توجه به اين كه از اين دفترچه ها در تمام نمايشگاه هاى خود استفاده مى كنيد، بازخورد مخاطبان خارج از كشور در مورد آثار چه بوده است مهمترين بازخوردى كه از سوى مخاطبان در خارج از كشور به ويژه ايرانيان مقيم وجود داشته آن هم با وجودى كه مى دانند كه از چه كشور با فرهنگ و غنى آمده اند اين است كه به ايرانى بودن خودشان افتخار مى كنند. از چه زمانى به فكر استفاده از تكنيك چوب سوز افتاديد زمانى به عنوان يك معمار سعى كردم تكنيكى را به عنوان ابزارى براى مطالعه بناهاى تاريخى ايران به كار گيرم كه در نهايت به تكنيك چوب سوز رسيدم. اين تكنيك در ابتدا ابداع چه كسى بوده است نمى شود گفت كه كسى آن را ابداع كرده است. انسان از عصر حجر نخستين چيزى را كه براى سوزاندن پيدا كرد، چوب بود. كافى است خانمى چه در تاريخ چه در گوشه و كنار دنيا كفگير چوبى خود را گوشه ماهى تابه بگذارد تا اثرى روى آن بيفتد. اين چوب سوز است. پس نمى توان گفت تكنيك چوب سوز متعلق به كسى است، اما عنوان استفاده از واژه چوب سوز به اين نوع كارها، بعد از فكر كردن به واژه هايى چون كنده سوز، چوب سوخته و.// ابداع من بوده است. اجراى اين روش در ايران از چه زمانى و توسط چه كسى بود به كارگيرى و مطرح كردن چوب سوز به عنوان يك تكنيك نقاشى و كشيدن تابلوهايى با اين نوع سطح و ارائه كردن آنها در نمايشگاه ها با اين نوع نگاه براى اولين بار توسط من انجام شد. از چه دورانى شروع كرديد اين نوع كار را از دوران دانشجويى شروع كردم و به صورت رسمى در نخستين نمايشگاه دوسالانه موزه هنرهاى معاصر شركت دادم و كارهايم را در كتاب هاى نمايشگاه آن دوره چاپ كردند. گفتيد سعى كرديد به عنوان يك معمار از اين تكنيك به عنوان ابزارى براى مطالعه بناهاى تاريخى ايران استفاده كنيد. آيا در نمايشگاه هاى آخر هم اين رويكرد حفظ شده است در نمايشگاه جديد برايم مطرح شدن تكنيك و استفاده كردن از تكنيك مهم نبود، بلكه در راستاى بيان مطالب و مفاهيمى كه يك نقاش به واسطه آن مى تواند رسالت خودش را انجام دهد شروع به كار كردم. يعنى وارد مفهوم و محتواى كار شدم. با چه رويكردى نگاه متفاوت به طبيعت و معمارى ايران، در واقع به نوعى از درخت ها به عنوان ابزارى براى مفاهيم استفاده كرده و معمارى را هم تلفيقى از همين طبيعت گرفتم. در كنار آن هم نگاه مفهومى به جهان هستى. براى همسو كردن رويكرد مفهومى جهان در كنار طبيعت و معمارى از چه نگرشى استفاده كرديد در بيشتر آثار، شما با درختانى روبه رو مى شويد كه از لابه لاى آنها مناظرى پيداست؛ مناظرى كه با توجه به نوع معمارى متعلق به ايران است؛ اما در كنار آن، تعدادى درخت وجود دارد كه از بالا به پائين و از پائين به بالا ديگر درخت نيستند. در لحظه اى كه تابلوها رئال هستند، رئال نيستند و شما افراد و چهره هايى را مى بينيد كه با توجه به قرارگيرى آنها چه در قسمت بالا و چه در قسمت پائين آسمانى و زمينى بودن خود را نشان مى دهند. اين در واقع اشاره به جهان مادى و معنوى انسان هاست دقيقاً! درخت ها در واقع دو نقش را ايفا مى كنند يكى معرفى مفاهيم مادى و معنوى و ديگرى همراه شدن با معمارى ويژه ايرانى؛ همانطور كه مى دانيد كشور ما از لحاظ معمارى كشور نادرى است چراكه صاحب شش شيوه معمارى مختلف مانند پارتى، پارسى، رازى، آذرى، خراسانى و اصفهانى است كه پارتى و رازى متعلق به قبل از اسلام است. اما باز هم اين تفكرات در آيين هاى آن دوره وجود داشته است. در خلق كمتر اثرى مانند چوب سوز مى توان با سوزاندن، اثرى را خلق كرد واقعيت اين است كه سوزاندن از بين بردن است. اما ببينيد مى توان با سوزاندن چيزى را به وجود آورد و به آن حيات مجددى داد. همان طور كه در اين كار آتش، عنصرى از طبيعت بر طبيعت ديگر يعنى چوب اثر مى گذارد و ابزار خلق مى شود. و البته اين تنها ويژگى اثر كه نيست درست است. چراكه همين روش در فضاى كار نيز استفاده شده است. يعنى از خود درخت ها و ويژگى ساختارى و تنه آنها به سمت معرفى معمارى ايرانى حركت كرده ام. به طورى كه چوبى كه به عنوان درخت از خاك سر برآورد به وسيله همان، بناهاى خاكى معمارى ايرانى را معرفى مى كند. يعنى هم خانوادگى در آن حفظ شده است و ديگر عنصر غريبه اى در اثر وجود ندارد. به همين دليل است كه در ارائه اين مفاهيم تأثيرگذارى اثر بيشتر است. مى شود اين كار را با عكس يا رنگ روغن و بسيارى تكنيك ها و روش هاى ديگر هم انجام داد اما تأثيرگذارى اين روش به دليل هم جنس بودن با شرايط محيطى خود را بيشتر به رخ مى كشد. پيدا كردن چوب به عنوان بوم و يك متريال به طور حتم آسان نبوده است.همين طور است. اين يكى از دغدغه هاى من براى اين كار بوده است. اما خوشبختانه مواقعى هم بوده كه طرح و نقش موجود در چوب كمك و سبب ساز خلق كار تازه اى شده است تا به وسيله آن واقعيت خلقت را نشان دهم. ساده تر اگر بخواهم بگويم معمار و هنرمند زمينى وجود ندارد. چراكه هر كارى كه در اين مسير انجام مى شود همه و همه آن تقليد از كار خداوند است و كسى موفق تر است كه از اصول خلقت پيروى كند. همه تركيب هاى طبيعت از يك تناسب به اندازه راديكال پنج كه همان عدد فى است پيروى مى كنند. تا زمانى كه اين رعايت شود زيباست و زمانى كه از اين رابطه خارج شويد، مى شود مد. اما سرانجام باز به همان رابطه و شاكله اصلى بازمى گرديد. در اين سال ها با توجه به دغدغه ها و مشغوليت هاى كارى سعى كرديد به مقوله آموزش و تدريس بپردازيد من قبل از سفر به كانادا مدتى در دانشگاه تهران به عنوان استاد مهمان در زمينه تدريس اسكيس همكارى مى كردم. اما پس از بازگشت از سفر به دليل برپايى نمايشگاه ها و فعاليت هاى معمارى كمتر به مقوله تدريس پرداخته ام. آموزش در زمينه چوب سوز چطور در اين باره تجربه اى داريد اين پرسشى است كه در بيشتر نمايشگاه هايى كه برپا مى كنم با آن روبه رو مى شوم. شايد بايد دليل اصلى آن را پيدا نكردن فرصت و زمان جست وجو كرد. در مقوله شاگرد گرفتن فاكتورهايى مانند وقت گذاشتن، مديريت برنامه و كار كردن وجود دارد كه متأسفانه به دليل درگير بودن در پروژه هاى معمارى شرايط آموزش به وجود نمى آيد. اما معتقدم هركس هرچه بلد است بايد به ديگران آموزش دهد، در واقع آموزش، زكات دانش است و رسالت هر هنرمند، صنعتگر و كسى كه چيزى را بلد است، اين است كه به ديگران آموزش دهد تا آن دستاورد حفظ شود. در آموزش چوب سوز چه ملاك هايى وجود دارد در مسئله آموزش دو مقوله وجود دارد. يكى نوآورى تكنيكى و منتقل كردن چوب سوز است كه اين علاقه مندى خاص خود را مى خواهد و ديگرى نقاشى كردن با اين تكنيك است كه شخص بايد با اصول نقاشى آشنا باشد كه اين كار را با هر تكنيكى حتى رنگ روغن مى شود انجام داد. با توجه به اين كه طى اين پروسه آموزشى نيازمند آزاد بودن زمان از سوى شما است، در انتقال اين تجربيات چه اقداماتى را انجام داده ايد با توجه به نمايشگاه هايى كه برگزار كردم يا مصاحبه هايى كه انجام شده سعى كردم تجربيات و دانش خودم را در اختيار ديگران قرار دهم و خوشبختانه مى بينم كسانى با سوزاندن چوب اين كار را شروع كرده اند. در واقع سعى كردم اين مسير را نشان دهم حالا ادامه مسير بستگى به خود شخص دارد كه چگونه اين مسير را ادامه دهد. در ميان افراد خانواده شما هم كسى به اين كار علاقه مند شده است كسى كه بخواهد اين كار را ادامه دهد دختر كوچكم با وجود اين كه گرافيك مى خواند و با وجود اين كه من هيچ آموزشى به او نداده ام به اين كار علاقه نشان داده است و به صورت خودجوش اين كار را انجام مى دهد.