زن اهل خیرالعمل است و خود را وقف کار نیک نموده. گره از کار مردم میگشاید.وامهای نزول را با پرداخت قرض الحسنه تعدیل میکند.جهازیه برای نوعروسان تهیه میکند و برای جوانان سرمایه کار وام میدهد. بچه هایش سر و سامان گرفته و همه بلطف خدا موفقند و زن ومرد نیز سرشان را با امور خیر مشغول کرده اند.هم ثواب آخرت میبرند و هم لحظات را شیرین میکنند. رفت و آمد زن دایم به مجالس ذکر و دعا و قرآن در ذهنش جامعه ای پاک تداعی نموده که خالی از اغیار است و فریب و نیرنگ نمیشناسد. روزی طبق معمول سوار تاکسی میشود تا به مجلس قرآن برود.پسر بچه ای هفت -هشت ساله نیز بر صندلی جلو مینشیند. بین راه پسرک رو به پشت کرده و میگوید "من اینجا کار دارم و پیاده میشوم." زن اعتنایی نمیکند.موقع رسیدن به مقصد راننده کرایه پسر را نیز طلب میکند. زن منکر ارتباط پسرک میشود. اما تا مدتها از لقمه حرام و شیطان در جلد مردم رفتن شکوه ها میکند.