ضعف ارتباط
حرفهای دکتر هلاکویی (که خیلی کم میشنوم) همیشه برای من یادآور بیماری فرهنگیای بوده که قرنهاست در این ملک دامن گسترده و گریبان مردم را گرفته است: "ضعف ارتباط"... شاید حتا بشود گفت "فقدان ارتباط".
ارتباط برقرار کردن و از آن مهمتر حفظ ارتباط هم فن است و هم هنر. یعنی ابتدا باید اصولاش را بدانیم و بهکار ببندیم، بعد در بزنگاههایی که این ارتباط به سمت ضعف و تاریکی میرود، آن ظرافت را داشته باشیم که ساماناش بدهیم. پس شکلگرفتن ارتباط و حفظ و گسترش آن هم فن است و هم هنر.
من حکایت خانم متجدد و تحصیلکردهی حدود چهلسالهای را در یاد دارم که سالها مادرش در تنهایی و با تلاشی که دور از حدس نیست، او و خواهرش را بهثمر رسانده بود. وقتی به او گفتم آیا هیچوقت شما دو نفر در فکر بودهاید که برای این زن یک همدم جنس مخالف پیدا کنید، چنان برآشفت و از چشمانش آتش جهید که جاخوردم! یعنی برای این زن، نقشی جز مادر قائل نبود و فردیتاش را به رسمیت نمیشناخت. یعنی عاطفهی او را نه عاطفهای زنانه، که فقط مادرانه میدید.
مادری را میشناختم که دو دختر داشت و هر دو را با عجله به دو مرد خارجی شوهر داده بود. بعد از ازدواج، دخترها از شهر مادر رفته بودند. مادری که خود سالهای تنهایی را با جان و دل لمس کرده بود، با دست خود باز خودش را تنهاتر کرده بود! به او گفتم البته انتخاب به عهدهی بچههاست، اما نظر و ذهنیتساختن تو هم طبعا بیتاثیر نیست. تو که از مردی ایرانی صدمه خورده بودی (البته باید حکایت مرد را هم در این مورد شنید تا انصاف رعایت شده باشد)، در خانه جوی ساخته بودی که دخترها را از مرد ایرانی زده کرده بود. عایدیاش اما چه شد؟ آنها رفتند و باز تنها شدی. اگر دو پسر ایرانی به دامادی گرفته بودی، بچهها و نوههایت کنارت بودند، خانواده درون مرزهای فرهنگی خودت حضور داشت، دامادها پسرهای خودت میشدند و خلاصه تنهاییای در کار نبود.
مردی را میشناسم که بهخاطر ساعتهای طولانی کار، حتا رشد بچهها را نمیدید و عملا از خانواده فاصله گرفته بود. میاندیشم اگر حرس درآمد بیش تر و مسابقهی پولدرآوردن -که بدجوری بین ما ایرانیها رایج است- و خلاصه چشموهمچشمی را تا حدی از زندگیمان بیرون کنیم، آیا وقت بیشتری برای رسیدن به خانواده و زندگی درون کانون آن باقی نمیماند؟
مثال زیاد است و وقت کم. من توجهام به ایرانیان ساکن شهر خودمان تورنتو است. البته مشت نمونهی خروار است. من فکر میکنم ضعف درک و بردباری، عوامل ضعف ارتباط ما مردم هستند که شوربختانه خصلتی شده فرهنگی. عوامل دیگری هم البته هستند که با کمک توی خواننده به آنها اشاره خواهیم کرد.