وقت شما با ارزش است
روزی چندبار به سایت های خبری سر میزنید؟
احتمالا خیلی از خبرها را به علت دیر سر زدن به این سایت ها از دست می دهید و یا اینکه در بسیاری از موارد با خبرهای تکراری مواجه می شوید و یا خبرهایی را می بینید که علاقه ای به خواندن آنها ندارید.
آیا مایلید که فقط خبرهای مورد علاقه خود را ببینید. آیا دوست دارید خبرهای دسته بندی شده را در کنار هم فقط در یک صفحه داشته باشید.
با عضویت در سایت هفت بیت شما می توانید
تمام اخبار و مطالب مورد علاقه تان را در کنار هم داشته باشید.
خبرهای مورد علاقه تان را هر روز در ایمیل تان داشته باشید
و ....
برای اطلاع بیشتر با ما همراه شوید.

پر بازدید ترین خبر های سایت مجيد زُهَری

  • باز هم حجاب؛ در پاسخ یک نقد
    قبل از ورود به متن نقد کیوان، توضیحی را ضروری می‌دانم: من نمی‌دانستم نشناختن دیگری جرم حساب می‌شود، اگر این‌طور است، این ساطور و این‌هم گردن از مو نازک‌تر من! با جرئت می‌توانم بگویم که تا این لحظه محال بوده راجع به کسی که در نت خانه‌ای داشته خطی نوشته‌ باشم، بدون لینک‌دادن به او. اگر موردی دیده‌اید، پا پیش بگذارید و من و خوانندگان این صفحه را هم آگاه کنید! اگر اهل این‌جور بازی‌ها بودم، طبعا به خود کامنت نیز لینک نمی‌دادم. آبی هم از آب تکان نمی‌خورد. یک‌طرفه به قاضی رفتن و ذهنیت‌ساختن برای خوانند
  • قضیه‌ی حضرت امام (ره) و ترانه‌ی گوگوش!
    بعضی‌ها دکترا دارند، خودشان هم حالی‌شان نیست؛ البته در پررویی! می‌گویم تا دیر نشده باید رفت از بیچاره سنگ پای قزوین اعاده‌ی حیثیت کرد: می‌دانم که از ۱۲ بهمن، سالروز ورود خمینی بزرگ به ایران مدتی می‌گذرد. ولی من می‌‌خواهم ترانه‌ی «من آمده‌ام» گوگوش را به احترام و عشق پیرمردی که تمام ایران روزی عاشقانه می‌پرستیدش تقدیم کنم. انگار که وقتی از پله‌های هواپیما پایین آمد با خودش این ترانه را می‌‌خواند: «من آمده‌ام که عشق فریاد کن [ Link ] با این شیوه‌ای که جناب درخشان درپیش گرفته، چیزی نمانده قیمت دستم
  • کاریکاتور محمد در دانمارک
    در یک حرکت جمعی در دانمارک، دیروز، هیجده نشریه کاریکاتور پیامبر اسلام را منتشر کردند. نظام اسلامی -به‌عنوان وکیل بلاعزل جهان اسلام- بلافاصله به این حرکت "توهین‌آمیز" اعتراض می‌کند و از دولت دانمارک می‌خواهد که از مسلمانان جهان پوزش بخواهد. دولت دانمارک که متوجه شده این حضرات اصلا توی باغ تمدن نیستند، با زبانی دیپلماتیک البته -طوری‌که نه سیخ ارباب جمعی داخلی بسوزد و نه کباب روابط اقتصادی خارجی- خاطرنشان می‌کند که در جامعه‌ای دموکراتیک و مدرن مثل دانمارک، نشریات زیر نظارت دولت عمل نمی‌کنند؛ طرفه‌
  • موضع ما در مقابل ذهنیت بنیادگرا و فناتیزم مذهبی
    همین یک‌ماه پیش بود که مردی مسلمان، احتمالا پاکستانی‌تبار، در می‌سی‌ساگا -شهر کنار تورنتو- می‌زند دختر ‍پانزده‌ساله‌ی خودش را روی این حساب که روسری سر نمی‌کرده می‌کشد. بعد هم خودش زنگ می‌زند به پلیس که بله، بچه‌ام را چند لحظه پیش کشتم! لابد توقع داشته جایزه هم بهش بدهند! این انگار جزو اولین قتل‌های ناموسی -بخوان بی‌ناموسی- در کانادا بوده. کسانی که در کانادا دل‌شان به حال تمدن انسانی و حقوق بشر می‌سوزد غوغایی کردند. جامعه‌ی مسلمانان هم چون به نفعش نبود، البته سکوت کرد. من برای این‌جور آدم‌ها یک ف
  • معجونی از خریت و درمانده‌گی!
    ‍"خریت" از آن دردهایی است که درمانی ندارد. نگردید، نیست! به جان حسین درخشان راست می‌گویم! "درمانده‌گی" هم البته درد بدی است. آدم درمانده‌ گاهی طوری دست‌وپا می‌زند که اگر چهار دست‌وپایش را به‌موقع نگیری، سر خودش بلا می‌آورد که هیچ، ممکن است یک‌وقت با آن جفتک‌پرانی و شلنگ‌-تخته‌ی ناهنجار، بزند دیوار آجری خانه را هم بریزد روی سر اهالی‌اش. اما خب شاید بشود این‌یکی را با کمی پول روبه‌راه کرد. حالا حساب کنید بیمار مبتلا به خریتی را که درمانده هم باشد. به قول شاعر: چه شود... در دولت‌سرای حودر چشمم به ج
  • جلسه‌ی کتابخوانی در تورنتو
    در تورنتو یک‌‌سالی هست که گروهی راه افتاده به اسم "کانون کتابخوانی". کار این گروه، بحث و تفحص راجع به آثار تاریخ معاصر است. شکل کارشان این‌طور است که هر جلسه -که در نخستین جمعه (ساعت ۷ تا ۱۰) برگزار می‌شود- کتابی را می‌گذارند روی میز و تشریح می‌کنند. در آخر همان جلسه نیز کتاب ماه بعد معرفی می‌شود تا در این یک‌ماه فرصت، اهالی مو را از ماست‌اش بیرون بکشند. گفتنی‌ست که این تشکیلات به هیچ سازمان و خط فکری و مشی تئوریک-عملی خاصی وابسته نیست و تا آن‌جا که من در این سه جلسه شرکت‌ام دریافته‌ام، اصل "است
  • در اورکات و فیس بوک
    زیاد اتفاق افتاده که بعضی خواسته‌اند من را به جمع دوستان خود در اورکات و اخیراً فیس‌ بوک اضافه کنند، امّا من نپذیرفته‌ام. دلیل‌اش را احتمالاً این‌جا گفته‌ام، اما تکرارش بد نیست. برای من، نفس حضور در اورکات یا فیس بوک درازکردن لیست رفقا نیست! من آدمِ شرکت در این‌جور مسابقه‌ها نیستم. بر این اصل، تنها کسی را به فهرست خودم اضافه می‌کنم که واقعاً دوست من باشد، نه این‌که قرار باشد بعداً دوست بشویم! اگر زمانی دوستی‌ام نیز با دوستی کم‌رنگ بشود، طبعاً نامش در فهرست من خط خواهد خورد. من فکر می‌کنم تعداد و
  • دوستی (۱۳)
    بارها شده این عقیده به ذهنم جهیده که کل روابط ما ایرانی‌ها را تنها فعل "خواستن" است که شکل می‌دهد. این نظر البته رادیکال می‌زند، اما تجربی‌ست. کم شده کسی به خود من رسیده باشد و تا سلام از دهنش در نیامده، چیزی از من نخواسته باشد! شما هم لابد مزه‌ی بدمزه‌ی استیصال بعد از توقع بی‌جای آشنایان را به‌دفعات چشیده‌اید؟ من فکر می‌کنم درخواست‌کردن از دیگری باید با نوعی احتیاط و درنگ همراه باشد. یعنی درخواست باید بعد از مرحله‌ی آشنایی بیاید، نه همراه با آن. اگر این‌دو جابه‌جا شوند، همان استنباط می‌شود که م
  • ضعف ارتباط
    حرف‌های دکتر هلاکویی (که خیلی کم می‌شنوم) همیشه برای من یادآور بیماری فرهنگی‌ای بوده که قرن‌هاست در این ملک دامن گسترده و گریبان مردم را گرفته است: "ضعف ارتباط"... شاید حتا بشود گفت "فقدان ارتباط". ارتباط برقرار کردن و از آن مهم‌تر حفظ ارتباط هم فن است و هم هنر. یعنی ابتدا باید اصول‌اش را بدانیم و به‌کار ببندیم، بعد در بزنگاه‌هایی که این ارتباط به سمت ضعف و تاریکی می‌رود، آن ظرافت را داشته باشیم که سامان‌اش بدهیم. پس شکل‌گرفتن ارتباط و حفظ و گسترش آن هم فن است و هم هنر. من حکایت خانم متجدد و تحص
  • گذری مختصر به نظرگاه پیام یزدانجو
    من از دو-سه‌تا سرخط از حرف‌ های جالب پیام به اشاره می‌گذرم که من‌را غلغلک داده، به امید فرصتی که بشود بیش‌تر و بهتر گفتار او را باز کرد: پیام: پیشنهاد من برای برپایی رشته‌­ای به نام «ایرانی‌­شناسی» به‌­جای «ایران­شناسی» ابدا" یک شوخی زبانی یا حتا یک انتقاد زبان­بازانه نیست، هرچه باشد ایده‌ی ‌دیرآمده­‌ای است بر اساس این باور که آن­چه ما به شکل مبرم نیازمند آن ایم افزودن بر بار خودستایی نبوده – بدبختانه تاریخ ما از این جهت کم­بودی ندارد – بل که پیدا کردن شهامت اخلاقی برای تکفیر این توهمات است. دقی

پر بازدید ترین خبر های دیروز