اگر دین ندارید، دست کم آزاده باشید
در این دوره، هر کس در مورد دموکراسی صحبت میکند و اهمیت آن را گوشزد میکند، بیاختیار به یاد صدام حسین میافتم که انتخابات برگزار میکرد و با 99 درصد آرای مردم به قدرت میرسید. نتیجه آن که دموکراسی و توجه به نظرات مردم آن چنان بدیهی شده است که حتی صدام حسین هم اسمی و ظاهری به آن روی میآورد تا قدرت خود را مشروع جلوه دهد. اما در این دوران، آنچه اهمیت دارد نه نمایشی به نام دموکراسی و نه ظاهرسازی عوامفریبانه برای مردمی جلوه کردن فعالیتها که اعتقاد واقعی به آزادیهای مشروع و ایجاد شرایط برای طرح نظرات مردم است.
اصلا وارد بحث نحوه انتخاب علی کفاشیان به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال ایران و کمدیدرام کمیته انتقالی نمیشوم که نحوه عمل کمیته در همان شوی برنامه 90 به خوبی نمایان شد؛ گفتگوهایی که در آن طرفین یکدیگر را بطور مداوم به دروغپردازی و فریب افکار عمومی متهم میکردند. مضحکهای که به آن اشاره دارم، دعوت کفاشیان از مربیان تیمهای لیگ برتری برای حضور در جلسهای برای همفکری در مورد انتخاب مربی تیم ملی است. تنها یک محاسبه ساده نشان میدهد که اگر هر مربی بخواهد نظرات خود را در 10 دقیقه بگوید (شکر خدا تعداد مربیان خارجی هم آن قدر زیاد است که 10 دقیقه هم باید به ترجمه صحبتهای آنها اختصاص داد!)، با توجه به حضور 18 تیم در لیگ برتر 180 دقیقه معادل 3 ساعت وقت لازم است؛ تازه مباحث داغی این چنین نیازمند جدال و گفتگوی بلندمدت است که مسلما چنین جلساتی را طولانیتر میکند. آیا رئیس فدراسیون آماده چنین جلسه طولانی است؟ یا آن که تنها میخواهد با یک دعوت این چنینی خود را دموکرات نشان بدهد؟
به نظر میرسد که دومین فرض درست است. فدراسیون فوتبال هم مانند بسیاری سازمانهای دیگر و همچنین مدیریت سطح کلان کشور تنها میخواهد نمایشی از دموکراسی راه بیندازد تا دیگران گمان کنند که عجب شرایط آزادی در کشور وجود دارد. به هر حال میخواستم ملتمسانه از مسوولان کشور خواهش کنم، اگر به آزادی و نظرات مردمی اعتقادی ندارید، دست کم وقتی مجبور نشدهاید ادای آزادیخواهی و دموکراسی را درنیاورید.