المپیک کم کم داره به روزهای پایانی اش میرسه. اینجا به علت اختلاف ۱۲ ساعته بازی ها از حدود ۹-۱۰ شب شروع و صبح روز بعد تموم میشوند. در مورد ورزشکارهای ایران کار ما شده انتخاب بین اینکه آخر شب قبل از خواب باخت ها رو دنبال کنیم یا اینکه صبح اول وقت خبر باخت رو بخونیم. به بیان دیگه هر روز سوال اینه که آخر شب حالم گرفته بشه بهتره یا اول صبح؟ در همین راستا بخوانید صحبت های جناب دکتر قراخانلو رییس کمیته ملی المپیک که ظاهرا بالاخره از غار بیرون آمدند و با خبرنگار ایسنا گفتگویی انجام دادند. ایشان گفته اند
قبلاً خدمتتان عرض شده، ولی خب بازگوییاش کمبدک نیست: تنها آخوندی که سرش به تنش میارزد همین ملا حسنی خودمان است به جان شما! البته از خالیبودن حجرهاش پیداست که این حضرت را بالاخره گرفتند و خلع لباس کردند و خلاصه که رفت پی کارش!
دوستی میگفت که روسیه مدتیست به گرجستان (مطمئن نیستم) حمله کرده است. از اظهار بیاطلاعی من خیلی تعجب کرد! من اما در دل به خودم آفرین گفتم که توانستهام تا این حد از اوضاع جهان بیاطلاع بمانم!
داشتیم توریست وار عمل میکردیم و همه چیز زیر ذره بین بود بر رستورانی فرود آمده بودیم در شهر سرعین و تیلیک تیلیک عرض اندام میفرمودیم از برای به تصویر کشاندن آنیه ها . همین دوتا عکس را توانستیم خدمتتان تقدیم کنیم که بقیه ضایعه از آب در آمدند بدون تعارف . برداشتتان از تصور این دو تصویر چه میتواند باشد ؟ ممنون میشوم که نگویید برداشتم از این محمل ٬ چند تا قاشق و چنگالی بود که از این رستوران برداشتم ! چوپان کوچولو ٬ یا از بچه های عشایر دشت مغان٬ یا عشایر و هرکه را شاعر! این قالیچه را چه بنامیم؟
خودم فکر میکنم اگر روزی سمت حکومتی داشته باشم٬ یا آدم محبوبی میشوم یا دست کم مردم به حس تنفر نمیرسند. احساس بدی است که تو یک نفر را دوست داری ولی طرف٬ از تو متنفر است. مثل حس محمدرضا شاه به ایران. مثل حس پرویز مشرف به پاکستان. مهم همین حس است٬ نه این که تو به موقع تشخیص بدهی و کنار بکشی. اما هرچه زودتر بروی٬ احساس گند این حس٬ کمتر آزارت میدهد.
بیست ساله که این شعر رو می شنوم و هیچ وقت به معنی اش فکر نکردم. دلا نزد کسی بنشین، که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو، که او گل های تر دارد در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی کاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد تو را بر در نشاند او به طراری که میآید تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد نمی دونم در چند دکان رفتم چو بیکاران. بر در جاهایی نشستم که دو در داشته. این شعر رو دوست دارم ولی فکر نمی کنم در بیست سال بعدی ام هم تغییری ایجاد کنه.
الهی ! همه آن کنی که خواهی ، از این مفلس بیچاره چه خواهی ؟ اگر بر هوا پری مگسی باشی واگر بر روی آب روی خسی باشی ، دل بدست آر تا کسی باشی!
ساقی کمی آهسته تر ساقی ٬ من از عشقت نخواهم کاست ٬ شراب امشبت عالیست . رویائیست . کمی آرام باش ساقی . شرابت را به هر کس ٬ ناکثی مسپار.
رَدِ همه عالم با شنیدن بوق دلخراش و قطاروار موتورسیکلت ٬ خودش را در خیابان کم عرض گم کرد و به طرف پیاده رو پرتاب شد . بعدها که اعصابش انبساط یافت دوباره در وسط خیابان بود . برای عشقش شعر می سرود و سوت میزد . تا اینکه صدای سوت افسری را شنید که به پیکانی ایست داد . ایست ! افسر به پیکانی گفت : مگر نمیبینی لاطائلی در گذر از عرض خیابان است . پیکان ایستاده بود و آن لاطائل رد همه عالم شده بود .
غار و آغاز بر بالش غیظ ابروهایت ٬ آفتاب غروب میکند . و بر وَجد گونه های صورتی ات ٬ مهتاب روشنی میبخشد. غروب و روشنی را كه هر دو نا مطابق اند ٬ مانند حس پیراهن یوسف و اندکی مانده به زلیخا ٬ و یا شیرین و اندکی مانده به بیستون و فرهاد را که هنوز کسی نچشیده است٬ که به بوسه ای امیدوار است این مرد نازنین٬ میفهمم اینکه مجنون اما ٬ از جنس دیگریست .
نسخه نهایی مووبل تایپ ۴.۲ (و مووبل تایپ پرو) چند روز پیش اومد بیرون . امروز اونرو دریافت کردم و دارم باهاش ورمیرم. کلا مدتی بود با مووبل تایپ ۴ سر و کله میزدم و خیلی ازش راضی نبودم ولی نسخه ۴.۲ خیلی از ایراد ها رو رفع کرده و یک سری قابلیت های خیلی خیلی به درد بخور و شدیدا باحال بهش اضافه شده که شدیدا هیجان انگیزه. کلا مدتی بود میخواستم وبسایت/وبلاگم رو دوباره طراحی کنم و مووبل تایپ ۴.۲ و قابلیت های جدید اش بهترین بهانه برای این کاره. البته قبل اش یه سری کار دیگه دارم که باید تموم بشه ( یکی از او
اینجا سه تا کانال تقریبا به طور ۲۴ ساعت فقط بازی های المپیک رو پخش میکنند، و تقریبا هر کس میشناسم (از جمله خودم) به خاطر المپیک از کار و زندگی افتاده و هر شب تا دیروقت مشغول تماشای بازی هاست، خلاصه حسابی همه در تسخیر المپیک هستند. بعد از هشت روز ایران و کانادا در مدال نیاوردن هنوز سخت مشغول رقابت با همدیگرند. به قول یکی از دوستا ظاهرا هر کشوری که به ما مربوط میشه تو ورزش گند میزنه. در کانادا ولی مردم از مدال نیاوردن تیم بسیار کلافه هستند و دائم میگن چطور میشه که کشور بزرگ و ثروتمند مثل کانادا بع
هفتهی پیش از فروشگاه سر خیابان یک مجموعهی مستند امانت گرفتم به نام بیوگرافی زمین (Earth: the bigraphy). این مستند ساختهی بیبیسی است و درباری تاریخچهی زمین و انواع مکانیسمهای تعادلی این سیاره صحبت میکنه. کل مجموعه در حدود چهار ساعت است و از پنج اپیزود ۴۵دقیقهای تشکیل شده. این اپیزودها دارای عنوانهای آتشفشانها، یخ، [...]
دو تن از دوستان من که روی پنجاه را بوسیدهاند، قرار است آخر اینهفته خط زندگی خود را به هم پیوند بزنند. من فکر میکنم ازدواج در چنین سنی، لقبی جز شجاعت برازندهاش نیست. لااقل من اینطور فکر میکنم... ازدواج در دههی پنجاه زندگی پشتکردن به انزواست. من برای قضاوت در چنین مواردی از خودم میپرسم: چقدر باید انگیزهی زندگی در انسان قوی باشد که حتا در سرپایینی عمر به فکر همسرگزینی بیافتند؟ ما برای زندگی به انگیزه نیاز داریم و انگیزه همهچیز است. آنها که انگیزهای قوی دارند، آدمهای شجاعی هستند و من د
دیروز که در آخرین ساعات روز ولادت حضرت علیاکبر (ع) و روز جوان، با ادیتور سایت گوگل نیوز در رابطه با اضافه شدن محتوای بمب گوگلی " سلام یاهو " به فیدخوان گوگل نیوز مذاکره میکردم، هرگز به ذهنم نمیرسید که سایت دولتی یاهو پس از مدتها دشمنی و مخاصمه با مردم ایران، نام کشورمان را مجدداً به فهرست کشورهای خود در صفحات ثبت نام بیفزاید. وقتی این خبر باورنکردنی را از یک دوست صمیمی در اینترنت شنیدم، فقط توانستم به سرعت به صفحهی ثبت نام یاهو بروم تا اطمینان حاصل کنم که این خبر، یک شوخی بیمزهی کودکانه بو
ورزشكاران ايراني براي دست يافتن به مدالهاي رنگارنگ در مسابقات جهاني و المپيک، محدودیتهای خاصی دارند. از جمله اینکه به دلیل اعتقاداتشان، رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمیشناسند و برای همدردی با آزادگان و ستمدیدگان جهان، با ورزشکاران این رژیم مسابقه نمیدهند و البته این حرکت را به یک رسم بینالمللی هم بدل ساختهاند. از سوی دیگر، حتماً میدانید که بسیاری از کشورهای صاحب ورزش مانند چین، روسیه، ایتالیا، فرانسه، آمریکا و ژاپن، بخش عمدهی مدالهای خود را در رشتههای زنان کسب میکنند در حالی که متانت، ارزش
باور کنید انسانهای موفق نه شاخ دارند و نه دم؛ فقط چند شاخصه دارند که قابل شناساییشان میکند. بازندهها نیز به همین شکل. یکی از نقاطی که موفقها را از بازندهها قابل تشخیص میکند، "طرز نگاه و برخوردشان با خطاهای خود" است. انسانهای بازنده -بر خلاف برندهها که ایراد کار را نخست در خود میبینند- هر جا که کارشان گیر کند، به گردن اطرافیان و محیط میاندازند. در واقع بازندهها فکر میکنند زمین و زمان دستبهدست هم دادهاند که در کار آنها خلل وارد کنند! اینجاست که راه بر "عبرتآموزی" و بعد "جبران خ
در زندگی خود و اطرافیان که دقیق شویم، میبینیم که عدالت در جوامع غربی نیز گمگشتهای بیش نیست! اگر در ممالک استبدادی حکومتها حق انتخاب را از انسانها میگیرند، در جوامع آزاد فرم غربی اما این "نوع روابط انسانی" است که برای فرد در حوزهی انسانیاش انتخابی نمیگذارد. در جامعههای قبلِ مدرن، انسان در شبکهای میزید که قدمتش به عمق سنت آن جامعه میرسد. این شبکه در واقع پلساز گذار انسان از مرحلهای به مرحلهای دیگر در طول زندگی است. این شبکه کمک میکند که انسان مرحلهی بلوغ را به جوانی طی کند، مسیر
این چند روز، به هر وبسایت و وبلاگی که سر زدم یک چیزی دربارهی مدرک جعلی دکتر کردان پیدا میشد. سایت رجانیوز هم مطلبی دراینباره نوشتهاست. خوبی مطلب رجانیوز این است که به سه استادی که مدرک دکتر کردان را امضا کردهاند، لینک داده است. یکی از این لینکها مربوط به دکتر ادموند رولز است [...]
گو خلق بدانند که من عاشق و مستم آوازه درست است که من توبه شکستم گر دشمنم ایذا کند و دوست ملامت من فارغم از هر چه بگویند که هستم ای نفس که مطلوب ِ تو ناموس و ریا بود...
دیروز، یک بارون خیلی شدید اومد. این هم عکساش: بعد که بارون تموم شد، رنگینکمان اومد. این هم عکساش:
بیماری M.S و آبِ سردِ گاز دار سبلان را که میشناسید و اردبیل را هم . و مستحضرید که کوه سبلان یک کوه آتشفشانیست . ویلا دره در دامنه های کوه سبلان قرار دارد . اکثر آبهای سبلان درمانیست و گرم و البته توام با بوی مشمئز کننده گوگرد ٬ اما ویلا دره بر عکس تمامی آبهای دامنه سبلان یک آب معدنی بسیار سرد و خنک است که از این دامنه فوران میکند و دارای گاز است و خوردنی. مثل مثلن پپسی ٬ البته بدون قند و شکر اش . وقتی وارد حوض اش میشوی غیر از اینکه سرمای شدیدی به بدن تان وارد میشود احساس اینکه تمامی تن ات نیش نی
صبح شنبه از خواب بیدار میشی و این خبر حسابی حال ات رو جا میاره. علیرضایی، شناگری که چند ماهه داره تو اروپا زیر نظر مربی اختصاصی تمرین میکنه و برای اولین بار در تاریخ ایران سهمیه شنای المپیک رو کسب کرده، در مسابقه مقدماتی که شناگر اسراییلی هم توش بوده بازی نکرده و به علت «مریضی» به بیمارستان منتقل شده. این تیکه خبر از همه جالب تره: آقای کفاشیان در گفتگو با بی بی سی از جزئیات مسئله پزشکی ایجاد شده برای محمد علیرضایی ابراز بی اطلاعی نمود، هرچند منابعی در داخل کاروان ایران در پکن منکر وجود مشکلی پزش
هنگام احوالپرسی صبحگاهی، به همسایهام از بارندگی زیاد امثال شکایت کردم. پاسخش اما این بود که "ما واقعاً به این بارندگی نیاز داشتیم، چون ارتفاع دریاچهی انتاریو حدوداً چهار متر پایینتر از حد معمول است"(نقل به مضمون). اهمیت به محیط زیست و پیگیری اخبار مربوط به آن از ارکان اولیه شهروندیست. بهراستی کدام عضو دنیای مدنی (منظور کشورهای مدرن) است که نسبت به وضع زیستمحیطی خود آگاهی کافی نداشته باشد و برای بهترشدن آن تلاش نکند؟ در مقابل مردم جهان سوم چه درکی از سلامت و بهزیستی طبیعت و محل سکونت خود دا
کشورهای دیگر را نمیدانم، اما برای ایران، "اپوزیسیون" به معنای گروهی افراد مالیخولیایی است که بیمارگونه انتظار میکشند تا یک نارسایی یا مشکل ناچیز در داخل مملکت ایجاد شود و با تمام قدرت و قوای خود، آن را در بوق و کرنا کنند و یک آبروریزی بینالمللی به بار بیاورند. این افراد که نه قصد اصلاح امور را دارند، نه دلشان برای این کشور و انقلاب میسوزد و نه ذرهیی صداقت در وجودشان هست، فقط منتظر مشکلات، سیل، زلزله، تصادف، آتشسوزی و اگر اینها نبود، منتظر اظهار نظر مسوولان میمانند تا از لابهلای کلمات و س